witty

[ایالات متحده]/ˈwɪti/
[بریتانیا]/ˈwɪti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شوخ و باهوش، نشان دهنده شوخی کلامی سریع و خلاقانه

عبارات و ترکیب‌ها

poems witty

شعر های زیرکانه

جملات نمونه

a witty sculpture; witty choreography.

یک مجسمهٔ باهوش؛ طراحی رقص باهوش.

a film with witty and intelligent dialogue.

یک فیلم با دیالوگ های هوشمندانه و بامزه.

I am Witty Hare, witty an tricksy.

من خرگوش باهوش هستم، باهوش و فریبکار.

He made a very witty remark.

او یک اظهار نظر بسیار باهوش کرد.

wrote plays with a witty pen.

نمایش‌نامه‌هایی با قلمی باهوش نوشت.

had a witty but overweening manner about him.

او رفتاری باهوش اما خودپسندانه داشت.

The speech was full of ad-libs and witty asides.

سخنرانی پر از بداهه‌گویی‌ها و نکته‌های بامزه بود.

The star clown was considered a master of witty banter.

دلقک برجسته به عنوان استاد شوخی‌های بامزه در نظر گرفته می‌شد.

interlarded the narrative with witty remarks.See Synonyms at introduce

داستان را با اظهارات باهوش آمیخته کرد. برای یافتن مترادف‌ها به 'معرفی' مراجعه کنید.

she characterized his witty sayings as the type of modern wisdom.

او جملات بامزه او را نوعی حکمت مدرن توصیف کرد.

Costard, the witty clown who drives the sub-plot of the play,

کوستارد، دلقک باهوش که طرح فرعی نمایشنامه را پیش می‌برد.

Her witty remarks added a little salt to the conversation.

اظهارات باهوش او کمی نمک به گفتگو اضافه کرد.

He scored a bull’s-eye in their argument with that witty retort.

او با آن پاسخ باهوش در بحث آنها یک گل زد.

these are extremely witty and clever stories that consistently push the envelope of TV comedy.

این داستان‌های بسیار باهوش و باهوش هستند که به طور مداوم مرزهای کمدی تلویزیونی را گسترش می‌دهند.

seldom do so many witty touches come out of left field .

به ندرت اینقدر لمسه‌های باهوش از جایی غیرمنتظره بیرون می‌آیند.

His father was irascible, witty, hard drinking and ruinously improvident;

پدرش عصبی، باهوش، اهل الکل و به شدت بی‌پول بود.

All jests aside, we're in big trouble. Awitticism is a witty, usually cleverly phrased remark:

به غیر از شوخی‌ها، ما در وضعیت وخیمی هستیم. یک طعنه، معمولاً یک اظهار نظر بامزه و به طور معمول به طرز هوشمندانه ای بیان شده است:

Written after a short visit to the UK (his first), his essay is not just witty and acerbic, it is humblingly observant.

پس از یک بازدید کوتاه از انگلستان (اولین سفر او)، مقاله او نه تنها باهوش و گزنده، بلکه به طرز تحسین برانگیزی دقیق است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید