drowse

[ایالات متحده]/draʊz/
[بریتانیا]/draʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. چرت زدن، خیال بافی کردن

جملات نمونه

drowse away one's time

سرگرم شدن بیهوده

drowsed in the warm sun.

در آفتاب گرم چرت زد.

He drowsed in the sun.

او در آفتاب چرت زد.

he was beginning to drowse in his chair.

او داشت در صندلی‌اش چرت می‌زد.

He drowsed off,but then woke up abruptly,as though someone had called his name.

او در حالی که به خواب می‌رفت، ناگهان از خواب بیدار شد، انگار کسی اسمش را صدا زده بود.

The warm sunlight made him drowse off on the comfortable couch.

نور خورشید گرم باعث شد او روی مبل راحت چرت بزند.

The monotonous lecture caused many students to drowse off.

سخنرانی یکنواخت باعث شد بسیاری از دانش آموزان چرت بزنند.

The gentle rocking motion of the boat made her drowse peacefully.

حرکت آرام تکان دادن قایق باعث شد او به آرامی چرت بزند.

The cozy atmosphere of the library made it easy to drowse off while reading.

فضای دنج کتابخانه باعث شد در حالی که مطالعه می‌کرد به راحتی چرت بزند.

She couldn't help but drowse off during the boring movie.

او نتوانست در حین تماشای فیلم خسته کننده جلوی چرت زدن خود را بگیرد.

The sound of rain on the roof always makes me drowse off.

صدای باران روی پشت بام همیشه باعث می‌شود من چرت بزنم.

The warm bath and soft music helped her drowse off quickly.

حمام گرم و موسیقی ملایم به او کمک کرد تا به سرعت چرت بزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید