wide awake
بیدار و هوشیار
fully awake
کاملاً بیدار
stay awake
بیدار بمان
awake and alert
بیدار و هوشیار
awake from
از خواب بیدار شدن از
The company is awake to these new developments.
شرکت از این تحولات جدید آگاه است.
Ade is the man keenly awake to the change.
اِید مردی است که به تغییرات به خوبی آگاه است.
they were kept awake by loud music.
آنها توسط موسیقی بلند بیدار ماندند.
He was the only one boy awake at that time.
او تنها پسری بود که در آن زمان بیدار بود.
This thought kept me awake all night.
این فکر مرا تمام شب بیدار نگه داشت.
She usually awakes at six.
او معمولاً ساعت شش از خواب بیدار می شود.
I was glad to awake from such a nightmare.
خوشحال شدم که از چنین کابوسی بیدار شدم.
He is awake to the serious problem.
او از مسئله جدی آگاه است.
He likes to awake to the sound of a radio.
او دوست دارد با صدای رادیو از خواب بیدار شود.
He was wide awake to his coming opportunity.
او کاملاً از فرصت پیش رویش آگاه بود.
Don't worry! I shall awake him on time.
نگران نباش! من او را به موقع بیدار خواهم کرد.
I lay awake through the wee small hours,waiting for the signal.
من تا ساعات اولیه شب بیدار ماندم و منتظر علامت بودم.
he keeps me awake at night, grinding his teeth.
او شبها مرا بیدار نگه میدارد، دندانهایش را به هم میسایید.
investments that won't keep us awake nights with worry.
سرمایهگذاریهایی که باعث نگرانی ما در طول شب نمیشود.
seeing that I'm awake, I might as well come with you.
با توجه به اینکه من بیدار هستم، بهتر است با شما بیایم.
The secretary lay awake all night pondering whether to leave or stay.
منشی تمام شب بیدار ماند و در مورد ترک کردن یا ماندن فکر کرد.
The children were still wide awake, when the clock struck twelve for the New Year's Day.
کودکان هنوز کاملاً بیدار بودند، وقتی ساعت برای روز سال نو دوازده بار به صدا درآمد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید