alert

[ایالات متحده]/əˈlɜːt/
[بریتانیا]/əˈlɜːrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را از خطر یا مشکل بالقوه آگاه کردن
adj. هوشیار، attentive
n. سیگنالی که هشدار دهنده خطر بالقوه است

عبارات و ترکیب‌ها

emergency alert

هشدار اضطراری

alert system

سیستم هشدار

alert level

سطح هشدار

on the alert

در حالت هوشیاری

red alert

هشدار قرمز

جملات نمونه

He is an alert boy.

او پسری هوشیار است.

He is a man alert in problem.

او مردی هوشیار در حل مسئله است.

A sparrow is very alert in its movements.

کلاغ بسیار مراقب حرکاتش است.

alert enough to spot the opportunity when it came.

به اندازه کافی هوشیار بود تا فرصت را زمانی که پیش آمد، تشخیص دهد.

the alert stance of a batter in baseball.

حالت هوشیارانه یک بازیکن بیسبال.

You must keep alert in class.

شما باید در کلاس هوشیار باشید.

The policeman alerted me to the danger.

پلیسمن مرا از خطر آگاه کرد.

He has an alert mind.

او ذهنی هوشیار دارد.

A monkey is very alert in its movements.

میمون در حرکات خود بسیار مراقب است.

bird watchers on the alert for a rare species.

مشاهده‌کنندگان پرندگان در حالت هوشیاری برای یافتن گونه‌های نادر.

Drivers must be on the alert for traffic signals.

رانندگان باید برای علائم ترافیکی هوشیار باشند.

alert to danger; an alert bank guard.See Synonyms at aware

مراقب خطر؛ نگهبان هوشیار بانک. به مترادف‌ها در آگاه نگاه کنید.

schools need to be constantly alert to this problem.

مدارس باید به طور مداوم نسبت به این مشکل هوشیار باشند.

a vibrating alert is a discreet alternative to ringtones.

یک هشدار ارتعاشی یک جایگزین غیرقابل توجه برای زنگ‌های تلفن همراه است.

he alerted people to the dangers of smoking.

او مردم را از خطرات سیگار آگاه کرد.

security forces are on the alert for an upsurge in violence.

نیروهای امنیتی برای افزایش خشونت در حالت هوشیاری هستند.

the force went on red alert .

نیرو وارد حالت آماده‌باش قرمز شد.

he had remained alert the whole time.

او تمام مدت هوشیار مانده بود.

he put Camp Visoko on yellow alert .

او کمپ ویسوکو را در حالت آماده‌باش زرد قرار داد.

The radio alert ed the citizens to prepare for the hurricane.

رادیو از مردم خواست برای آماده شدن برای گردباد آماده شوند.

نمونه‌های واقعی

This is a verified alert! Take cover!

این یک هشدار تأیید شده است! خود را حفظ کنید!

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

It's pretty interesting. This guy's working from a hypothesis where... Spoiler alert! Spoiler alert.

این موضوع بسیار جالب است. این شخص از فرضیه‌ای استفاده می‌کند که... هشدار اسپویلر! هشدار اسپویلر!

منبع: The Big Bang Theory Season 4

Kerry said every U.S. embassy and foreign mission will be alerted to this decision.

کری گفت که هر سفارت آمریکا و مأموریت‌های خارجی از این تصمیم مطلع خواهند شد.

منبع: VOA Standard February 2014 Collection

He alerted certain Order members at once.'

او فوراً برخی از اعضای گروه را مطلع کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Just turn off the alerts, it's simple to do.

فقط هشدارهای آن را خاموش کنید، انجام آن آسان است.

منبع: Graphic Information Show

The Russian leader was on full handshake alert.

رهبر روسیه در حالت هوشیاری کامل دست دادن بود.

منبع: The secrets of body language.

Police in Germany have issued similar alerts.

پلیس آلمان هشدارهای مشابهی صادر کرده است.

منبع: VOA Special November 2022 Collection

Do not just react to endless email alerts.

فقط به هشدارهای ایمیل بی پایان واکنش نشان ندهید.

منبع: VOA Special March 2016 Collection

The city raised a red alert on Monday.

شهر در روز دوشنبه هشدارهای قرمز را افزایش داد.

منبع: Selected English short passages

Authorities have raised the crisis alert to the highest.

مقامات سطح هشدار بحران را به بالاترین حد رسانده اند.

منبع: CRI Online August 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید