drumming

[ایالات متحده]/'drʌmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای وزوز؛ صدای ضربه زدن بر طبل‌ها.

عبارات و ترکیب‌ها

playing drums

اجرای درام

drum solo

اجرای تک‌نفره درام

drumming practice

تمرین درامر

drumming class

کلاس درامر

جملات نمونه

she felt the blood drumming in her ears.

او احساس کرد ضربان خون در گوش هایش.

waiting around an empty table, drumming their fingers.

منتظر ماندن کنار یک میز خالی، کوبیدن انگشتان.

I'm drumming you, if they come I'm going.

من شما را می‌کوبم، اگر بیایند من می‌روم.

Rain was drumming on the roof, wind fluting in the eaves of the cottage, sea performing glissandi with the beach.

باران روی پشت بام می‌کوبید، باد در لبه‌های کلبه وزوز می‌کرد، دریا با ساحل گلیساندو اجرا می‌کرد.

He was drumming his fingers on the table impatiently.

او بی‌صبرانه انگشتانش را روی میز می‌کوبید.

The drummer was drumming a steady beat on the snare drum.

درامر یک ریتم ثابت را روی طبل اسنیر می‌کوبید.

She found herself drumming her pencil on the desk while thinking.

او در حالی که فکر می‌کرد، متوجه شد مدادی را روی میز می‌کوبد.

The rain was drumming against the window panes.

باران به شیشه‌ها می‌کوبید.

The drummer's drumming skills were impressive.

مهارت‌های کوبیدن درامر впечатляющие بود.

The children were drumming up excitement for the upcoming event.

کودکان در حال ایجاد هیجان برای رویداد آینده بودند.

She could hear the drumming of her heart as she approached the stage.

او می‌توانست صدای ضربان قلبش را وقتی به سمت صحنه می‌رفت بشنود.

The drumming of the tribal ceremony echoed through the village.

صدای مراسم قبیله‌ای در سراسر دهکده طنین انداز بود.

He was drumming up support for his new business venture.

او در حال جمع آوری حمایت برای پروژه تجاری جدید خود بود.

The drumming of the rain on the roof was soothing.

صدای باران روی پشت بام آرامش بخش بود.

نمونه‌های واقعی

I love drums. I never took drum lessons.

من عاشق طبل هستم. من هرگز درس طبل نگرفتم.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Everything we say can be drummed out.

هر آنچه می‌گوییم را می‌توان با طبل زد.

منبع: Learning charging station

Look, I've bought a 'pahu'–it's a traditional Tahitian drum.

ببینید، من یک 'پاهو' خریدم - این یک طبل سنتی تاهیتی است.

منبع: A bet.

And obviously, a drummer plays the drums!

و بدیهی است که نوازنده طبل طبل می نوازد!

منبع: 6 Minute English

'Go and order the drums to begin.'

'برو و دستور بدهید تا طبل ها شروع به نواختن کنند.'

منبع: Alice's Adventures in Wonderland (Simplified Version)

Look. It's a drum here. It's a drum.

ببین. این یک طبل اینجاست. این یک طبل است.

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

Just piano, guitar, trumpet, drums and bass.

فقط پیانو، گیتار، ترومپت، طبل و باس.

منبع: The Simpsons Movie

Why do you keep beating that drum?

چرا آن طبل را مدام می‌کوبید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 3

I can sing and I can play the drums.

من می‌توانم بخوانم و می‌توانم طبل بزنم.

منبع: New Target Junior High School English Grade 7 (Upper)

Drums, drums, play the drums. Drums, drums, play the drums. Drums, drums, play the drums. Yeah.

طبل، طبل، طبل بزن. طبل، طبل، طبل بزن. طبل، طبل، طبل بزن. آره.

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید