earmarks

[ایالات متحده]/ˈɪəˌmɑːks/
[بریتانیا]/ˈɪrˌmɑrks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. برچسب گوش; تخصیص ویژه; ویژگی
v. تعیین برای هدف خاص; علامت گذاری با برچسب گوش; تعیین استفاده از وجوه

عبارات و ترکیب‌ها

earmarks funding

اختصاص بودجه

earmarks budget

اختصاص بودجه

earmarks project

اختصاص پروژه

earmarks resources

اختصاص منابع

earmarks allocation

اختصاص تخصیص

earmarks support

اختصاص حمایت

earmarks expenses

اختصاص هزینه ها

earmarks initiatives

اختصاص طرح های اولیه

earmarks programs

اختصاص برنامه ها

earmarks assistance

اختصاص کمک

جملات نمونه

the government earmarks funds for education each year.

هر سال دولت بودجه‌ای را برای آموزش و پرورش تعیین می‌کند.

she earmarks a portion of her salary for savings.

او بخشی از حقوق خود را برای پس‌انداز تعیین می‌کند.

they earmarked the donations for disaster relief.

آنها کمک‌های اهدایی را برای امداد رسانی در سوانح تعیین کردند.

the charity earmarks money for local community projects.

خیرخواهانه پول را برای پروژه‌های محلی جامعه تعیین می‌کند.

he earmarks time every week to volunteer.

او هر هفته زمانی را برای داوطلب شدن تعیین می‌کند.

our company earmarks resources for research and development.

شرکت ما منابعی را برای تحقیق و توسعه تعیین می‌کند.

the city earmarked land for a new park.

شهر زمینی را برای یک پارک جدید تعیین کرد.

she earmarked the best seats for her family.

او بهترین صندلی‌ها را برای خانواده‌اش تعیین کرد.

they earmarked a budget for employee training.

آنها بودجه‌ای را برای آموزش کارکنان تعیین کردند.

the organization earmarks funds for environmental protection.

سازمان بودجه‌ای را برای حفاظت از محیط زیست تعیین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید