earmarks funding
اختصاص بودجه
earmarks budget
اختصاص بودجه
earmarks project
اختصاص پروژه
earmarks resources
اختصاص منابع
earmarks allocation
اختصاص تخصیص
earmarks support
اختصاص حمایت
earmarks expenses
اختصاص هزینه ها
earmarks initiatives
اختصاص طرح های اولیه
earmarks programs
اختصاص برنامه ها
earmarks assistance
اختصاص کمک
the government earmarks funds for education each year.
هر سال دولت بودجهای را برای آموزش و پرورش تعیین میکند.
she earmarks a portion of her salary for savings.
او بخشی از حقوق خود را برای پسانداز تعیین میکند.
they earmarked the donations for disaster relief.
آنها کمکهای اهدایی را برای امداد رسانی در سوانح تعیین کردند.
the charity earmarks money for local community projects.
خیرخواهانه پول را برای پروژههای محلی جامعه تعیین میکند.
he earmarks time every week to volunteer.
او هر هفته زمانی را برای داوطلب شدن تعیین میکند.
our company earmarks resources for research and development.
شرکت ما منابعی را برای تحقیق و توسعه تعیین میکند.
the city earmarked land for a new park.
شهر زمینی را برای یک پارک جدید تعیین کرد.
she earmarked the best seats for her family.
او بهترین صندلیها را برای خانوادهاش تعیین کرد.
they earmarked a budget for employee training.
آنها بودجهای را برای آموزش کارکنان تعیین کردند.
the organization earmarks funds for environmental protection.
سازمان بودجهای را برای حفاظت از محیط زیست تعیین میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید