indicators

[ایالات متحده]/ˈɪndɪkeɪtəz/
[بریتانیا]/ˈɪndɪˌkeɪtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (ابزارهایی که دما، فشار، مصرف سوخت و غیره را نشان می‌دهند) نشانگرها؛ شاخص‌ها؛ نشانه‌ها یا سیگنال‌هایی که چیزی را نشان می‌دهند؛ (در وسایل نقلیه) چراغ‌های راهنما؛ سیگنال‌های نشان‌دهنده

عبارات و ترکیب‌ها

economic indicators

شاخص‌های اقتصادی

performance indicators

شاخص‌های عملکرد

leading indicators

شاخص‌های پیشرو

key indicators

شاخص‌های کلیدی

financial indicators

شاخص‌های مالی

health indicators

شاخص‌های بهداشتی

social indicators

شاخص‌های اجتماعی

market indicators

شاخص‌های بازار

environmental indicators

شاخص‌های زیست‌محیطی

investment indicators

شاخص‌های سرمایه‌گذاری

جملات نمونه

economic indicators can help predict future trends.

شاخص‌های اقتصادی می‌توانند به پیش‌بینی روند آینده کمک کنند.

the health indicators of the population are improving.

شاخص‌های سلامت جمعیت در حال بهبود هستند.

we need to analyze the performance indicators carefully.

ما باید شاخص‌های عملکرد را با دقت تجزیه و تحلیل کنیم.

these indicators show a significant increase in sales.

این شاخص‌ها نشان‌دهنده افزایش قابل توجه در فروش هستند.

environmental indicators are crucial for sustainability.

شاخص‌های زیست‌محیطی برای پایداری بسیار مهم هستند.

investors look at various financial indicators.

سرمایه‌گذاران به شاخص‌های مالی مختلف نگاه می‌کنند.

key performance indicators help measure success.

شاخص‌های کلیدی عملکرد به اندازه‌گیری موفقیت کمک می‌کنند.

indicators of customer satisfaction are on the rise.

شاخص‌های رضایت مشتری در حال افزایش هستند.

we should track the indicators of market demand.

ما باید شاخص‌های تقاضای بازار را ردیابی کنیم.

these indicators reflect the overall health of the economy.

این شاخص‌ها نشان‌دهنده سلامت کلی اقتصاد هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید