effervescent

[ایالات متحده]/efə'vesənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حبابی، هیجان‌زده

عبارات و ترکیب‌ها

effervescent personality

شخصیت پرجنب‌وجوش

effervescent drink

نوشیدنی گازدار

effervescent tablet

قرص گازدار

effervescent reaction

واکنش گازدار

effervescent tablets

قرص‌های گازدار

جملات نمونه

Her effervescent personality lights up the room.

شخصیت پر جنب و جوش او فضا را روشن می‌کند.

The effervescent drink bubbled in the glass.

نوشیدنی گازدار در لیوان می‌جوشید.

He is known for his effervescent sense of humor.

او به خاطر حس شوخ طبعی پر جنب و جوشش شناخته شده است.

The effervescent water tasted refreshing on a hot day.

آب گازدار در یک روز گرم بسیار خوشمزه بود.

She has an effervescent energy that is contagious.

او انرژی پر جنب و جوشی دارد که مسری است.

The effervescent tablets fizzed when dropped into water.

قرص‌های گازدار هنگام انداختن در آب شروع به جوشیدن کردند.

His effervescent personality makes him popular with everyone.

شخصیت پر جنب و جوش او باعث محبوبیت او در بین همه می‌شود.

The effervescent champagne added a touch of celebration to the evening.

شامپاین گازدار کمی از جشن را به شب اضافه کرد.

She greeted us with an effervescent smile.

او با لبخندی پر جنب و جوش از ما استقبال کرد.

The effervescent reaction between the two chemicals produced a loud pop.

واکنش گازدار بین دو ماده شیمیایی باعث ایجاد صدای بلندی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید