flat

[ایالات متحده]/flæt/
[بریتانیا]/flæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. همسطح; یکنواخت; دارای سطح صاف
adv. به طور قاطع; به صورت مسطح
n. زمین همسطح; یک سطح مسطح; یک آپارتمان
vi. مسطح شدن
vt. مسطح کردن

عبارات و ترکیب‌ها

flat tire

لاستیک پنچر

flat surface

سطح صاف

flat screen

صفحه تخت

flat rate

نرخ ثابت

flat out

با تمام توان

flat panel

صفحه تخت

flat plate

صفحه صاف

fall flat

بی‌اثر افتادن

tidal flat

منطقه جزر و مدی

flat knitting

بافتنی تخت

flat roof

سقف صاف

flat steel

فولاد تخت

flat knitting machine

دستگاه بافتنی تخت

flat glass

شیشه تخت

flat panel display

نمایش پنلی تخت

flat bottom

کف صاف

fell flat

بی‌اثر شد

flat land

زمین صاف

flat type

نوع تخت

flat top

بالای صاف

flat head

سر صاف

جملات نمونه

It is a flat weekend.

یک آخر هفته‌ی آرام.

the flat roof of a garage.

سقف صاف یک گاراژ.

a flat rectangular box.

یک جعبه مستطیل صاف.

a 10p flat fare.

یک هزینه مسطح 10 پنی.

a flat, unemotional voice.

صدای صاف و بی‌احساس.

the flat tail is bilobate.

دم صاف دو لوبه است.

نمونه‌های واقعی

Would you like to see my flat?

آیا می‌خواهید آپارتمان من را ببینید؟

منبع: People's Education Press High School English Compulsory Volume 1

He's flat line. -No, no, no, he's not flat line.

او خط صاف دارد. - نه، نه، نه، او خط صاف ندارد.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Some of us get dipped in flat...

بعضی از ما در صاف غوطه‌ور می‌شویم...

منبع: Heart in a Flutter

Rachel had come to despise the girl with whom she had shared a flat.

راشل به نفرت از دختری که آپارتمان را با او تقسیم کرده بود، رسیده بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

We had to leave the flat on Loomis quick.

ما باید سریع آپارتمان را در خیابان لوئیس ترک می‌کردیم.

منبع: Beijing Normal University Edition High School English (Compulsory 2)

The valley had a wide flat floor.

دره دارای یک کف صاف و وسیع بود.

منبع: The Hound of the Baskervilles

The word " placenta" literally means " flat cake."

کلمه

منبع: Osmosis - Reproduction

We have to find another flat.

ما باید یک آپارتمان دیگر پیدا کنیم.

منبع: Tim's British Accent Class

My mum will help me decorate my flat.

مامانم به من کمک می‌کند آپارتمانم را تزئین کنم.

منبع: Learn grammar with Lucy.

We say flat, they say apartment.

ما می‌گوییم آپارتمان، آن‌ها می‌گویند آپارتمان.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید