elected officials
مقامات منتخب
elected representatives
نمایندگان منتخب
elected leaders
رهبران منتخب
elected members
اعضای منتخب
elected positions
مناصب منتخب
elected body
نهاد منتخب
elected council
شورای منتخب
elected office
سمت منتخب
elected chair
ریاست منتخب
elected governor
استاندار منتخب
she was elected as the president of the student council.
او به عنوان رئیس شورای دانشآموزی انتخاب شد.
he was elected to represent his district in congress.
او برای نمایندگی حوزه انتخابیه خود در کنگره انتخاب شد.
the board elected a new chairperson during the meeting.
هیئت مدیره در طول جلسه یک رئیس جدید انتخاب کرد.
after a long campaign, she was finally elected mayor.
پس از یک مبارزات طولانی، او سرانجام به عنوان شهردار انتخاب شد.
they elected him as their team captain for the season.
آنها او را به عنوان کاپیتان تیم خود برای فصل انتخاب کردند.
the committee elected a new member to fill the vacancy.
کمیته یک عضو جدید برای پر کردن جای خالی انتخاب کرد.
the citizens elected a new government to bring change.
شهروندان یک دولت جدید برای ایجاد تغییرات انتخاب کردند.
she felt honored to be elected as the spokesperson.
او مفتخر بود که به عنوان سخنگو انتخاب شده است.
he was elected unanimously by his peers for the position.
او به طور یکپارچه توسط همکارانش برای آن سمت انتخاب شد.
the organization elected a diverse group of leaders.
سازمان یک گروه متنوع از رهبران را انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید