emoting freely
ابراز احساسات آزادانه
emoting deeply
ابراز احساسات عمیقاً
emoting strongly
ابراز احساسات به شدت
emoting openly
ابراز احساسات آشکارا
emoting passionately
ابراز احساسات با شور و اشتیاق
emoting vividly
ابراز احساسات به طور زنده
emoting authentically
ابراز احساسات به طور اصیل
emoting creatively
ابراز احساسات به صورت خلاقانه
emoting effectively
ابراز احساسات به طور موثر
emoting naturally
ابراز احساسات به طور طبیعی
she was emoting during the dramatic scene.
او در طول صحنه دراماتیک احساسات خود را بروز میداد.
the actor was emoting deeply, captivating the audience.
بازیگر با عمق احساسات خود، مخاطبان را مجذوب کرد.
emoting can enhance the overall performance in theatre.
بروز دادن احساسات میتواند عملکرد کلی را در تئاتر بهبود بخشد.
the singer was emoting through her powerful lyrics.
خواننده از طریق اشعار قدرتمند خود احساسات را منتقل میکرد.
he struggled with emoting his feelings in front of others.
او در بروز دادن احساسات خود در مقابل دیگران مشکل داشت.
emoting authentically connects the performer with the audience.
بروز دادن احساسات به طور اصیل، هنرمند را با مخاطب ارتباط میدهد.
she found it hard to stop emoting after the intense scene.
او بعد از صحنه شدید، متوجه شد که نمیتواند جلوی بروز احساسات خود را بگیرد.
emoting effectively requires practice and self-awareness.
بروز دادن احساسات به طور موثر نیاز به تمرین و خودآگاهی دارد.
he was emoting joy when he received the good news.
او وقتی خبر خوب را شنید، از شادی احساسات خود را بروز میداد.
the film was praised for its emoting and emotional depth.
فیلم به خاطر بروز احساسات و عمق عاطفی آن مورد تحسین قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید