endless possibilities
احتمالات بیپایان
endless love
عشق بیپایان
endless summer
تابستان بیپایان
endless beauty
زیبایی بیپایان
endless joy
شادی بیپایان
endless belt
کمربند بیپایان
endless chain
زنجیره بیپایان
endless loop
حلقه بیپایان
an endless afterlife
زندگی پس از مرگ بی پایان
an endless universe; an endless conversation.
جهان بیپایان؛ یک مکالمه بیپایان.
endless tattle about dress
گپهای بیپایان درباره لباس
committee work is just endless jaw.
کار کمیته فقط گپ و گفت بی پایان است.
I would detour the endless stream of motor homes.
من جریان بیپایان اتوبانهای مسافری را منحرف میکردم.
we smoked endless cigarettes.
ما سیگار بیپایان میکشیدیم.
the endless cycle of birth, death, and rebirth.
چرخه بیپایان تولد، مرگ و تولد دوباره.
the endless -ties of their foreign policy
پیوندهای بیپایان سیاست خارجی آنها
I’m sick to death of your endless criticism.
من از انتقاد بیپایان شما بیزارم.
The film star is blase about endless flattery now.
حالا ستاره فیلم نسبت به تعارفات بیپایان بیتفاوت شده است.
Wheels are in a machine driven by an endless belt.
چرخها در ماشینی قرار دارند که توسط تسمهی بیپایان حرکت میکند.
It's endless work maintaining the house in good repair.
نگهداری خانه در وضعیت خوب، کار بیپایانی است.
from that day forth he gave me endless friendship.
از آن روز به بعد، دوستی بیپایانی با من داشت.
carrying endless scuttles of coal up from the cellar.
حمل کردن کوههای زغال بیپایان از زیرزمین.
a seemingly endless queue of journalists and would-bes formed.
یک صف به ظاهر بیپایان از روزنامهنگاران و افراد منتظره شکل گرفت.
He closed his eyes in endless night.
او چشمانش را در شب بیپایان بست.
There is endless work to do when you have children in the house.
وقتی بچه در خانه دارید، کار بیپایانی برای انجام وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید