bounded

[ایالات متحده]/'baundid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محدود

عبارات و ترکیب‌ها

bounded set

مجموعه‌ی محدود

bounded function

تابع محدود

bounded region

منطقه محدود

bounded by

محدود توسط

bounded rationality

خردگرایی محدود

bounded variation

تغییرات محدود

جملات نمونه

freedom of action is bounded by law.

آزادی عمل محدود به قانون است.

London is bounded by the Home Counties.

لندن در مرز مناطق همسایه قرار دارد.

The little boy bounded away.

پسر کوچولو با سرعت دور شد.

The ball bounded from the wall.

توپ از دیوار برگشت.

The leopard bounded on the prey.

پلنگ به سمت طعمه پرید.

a high wall that bounded the prison yard; lives that were bounded by poverty.

یک دیوار بلند که حیاط زندان را احاطه کرده بود؛ زندگی‌هایی که به فقر محدود شده بودند.

bullets bounded off the veranda.

گلوله‌ها از روی ایوان منحرف شدند.

a city park that was bounded by busy streets.

یک پارک شهری که با خیابان‌های شلوغ احاطه شده بود.

His heart bounded with excitement.

قلبش از هیجان می‌پرید.

The ball struck the wall and bounded back to me.

توپ به دیوار برخورد کرد و به سمت من برگشت.

He bounded up the step with vigour.

او با قدرت از پله بالا رفت.

Her heart bounded with joy.

قلبش از شادی می‌پرید.

shares bounded ahead in early dealing.

سهام در معاملات اولیه به سرعت افزایش یافتند.

the ground was bounded by a main road on one side and a meadow on the other.

زمین از یک طرف با یک جاده اصلی و از طرف دیگر با یک چمنزار محدود شده بود.

The lifetime of a hyperon bounded in a hypernucleus is affected by the nuclear environment.

طول عمر یک هایپرون محدود در یک هایپر هسته تحت تأثیر محیط هسته ای قرار دارد.

The US is bounded on the north by Canada and on the south by Mexico.

ایالات متحده در شمال با کانادا و در جنوب با مکزیکو محدود شده است.

I bounded up the step and rapped on the door.

من از پله بالا رفتم و به در زدم.

It's lucky that he bounded away, otherwise he would have been hurt.

خوشبختانه که او دور شد، در غیر این صورت آسیب می‌دید.

And most of us feel the unconditional love of an animal,that deep bounded seems to go beyond our hemic connections.

و بیشتر ما عشق بی قید و شرط یک حیوان را احساس می‌کنیم، به نظر می‌رسد این پیوند عمیق فراتر از اتصالات هماتیک ما باشد.

Further more,we prove that the cohomotopy groups is isomorphic to K1 -group of the continuous algebra on topological boundary of bounded domains in C.

همچنین، ما ثابت می‌کنیم که گروه‌های کوهموتوپی با گروه K1- جبر پیوسته روی مرز توپولوژیکی دامنه‌های محدود در C ایزومورفیک هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید