the unceasing efforts of the staff.
تلاشهای بیوقفه کارکنان
She makes an unceasing effort to help others.
او تلاش بیوقفه ای برای کمک به دیگران میکند.
unceasing flow of ideas
جریان بیوقفه ایدهها
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید