enduringly

[ایالات متحده]/ɪnˈdjʊə.rɪŋ.li/
[بریتانیا]/ɪnˈdʊr.ɪŋ.li/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که برای مدت طولانی ادامه داشته باشد؛ به طور دائمی

عبارات و ترکیب‌ها

enduringly strong

به طرز پایدار قوی

enduringly loyal

به طرز پایدار وفادار

enduringly beautiful

به طرز پایدار زیبا

enduringly relevant

به طرز پایدار مرتبط

enduringly popular

به طرز پایدار محبوب

enduringly effective

به طرز پایدار مؤثر

enduringly valuable

به طرز پایدار ارزشمند

enduringly supportive

به طرز پایدار پشتیبان

enduringly innovative

به طرز پایدار نوآورانه

enduringly impactful

به طرز پایدار تأثیرگذار

جملات نمونه

she has an enduringly optimistic outlook on life.

او دیدگاهی خوش‌بینانه و پایدار در مورد زندگی دارد.

the team has been enduringly dedicated to their project.

تیم به طور مداوم و با تعهد به پروژه خود اختصاص یافته است.

he is known for his enduringly strong work ethic.

او به داشتن اخلاق کاری قوی و پایدار معروف است.

they share an enduringly deep friendship.

آنها دوستی عمیق و پایدار با یکدیگر دارند.

the artist's style is enduringly popular among fans.

سبک هنرمند به طور مداوم در میان طرفداران محبوب است.

her enduringly beautiful voice captivates audiences.

صدای زیبا و پایدار او مخاطبان را مجذوب می کند.

they have an enduringly positive impact on the community.

آنها تأثیر مثبتی پایدار بر جامعه دارند.

the book has an enduringly relevant message.

کتاب پیامی مرتبط و پایدار دارد.

his enduringly passionate speeches inspire many.

سخنرانی های پرشور و پایدار او الهام بخش بسیاری است.

she has an enduringly curious mind that seeks knowledge.

او ذهنی کنجکاو و پایدار دارد که به دنبال دانش است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید