steadfastly

[ایالات متحده]/'stedfəstli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور پیوسته، بدون تغییر.

جملات نمونه

She stood steadfastly by her friend through thick and thin.

او با وجود فراز و نشیب ها، با ثبات در کنار دوستش ایستاد.

He steadfastly refused to compromise on his principles.

او با ثبات از مصالحه در مورد اصول خود امتناع کرد.

The team worked steadfastly towards their goal.

تیم با ثبات به سمت هدف خود کار کرد.

She steadfastly believed in the power of positivity.

او با ثبات به قدرت مثبت اندیشی اعتقاد داشت.

He remained steadfastly loyal to his country.

او با ثبات به کشورش وفادار ماند.

The old man steadfastly held onto his faith in humanity.

مرد پیر با ثبات به ایمان خود به انسانیت چنگ زد.

Despite the challenges, she continued steadfastly on her path.

با وجود چالش ها، او با ثبات در مسیر خود ادامه داد.

The soldiers fought steadfastly for their freedom.

سربازان با ثبات برای آزادی خود جنگیدند.

She stood steadfastly against injustice and discrimination.

او با ثبات در برابر بی عدالتی و تبعیض ایستاد.

He steadfastly pursued his dreams despite the obstacles.

او با وجود موانع، با ثبات به دنبال تحقق رویاهای خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید