ensuring

[ایالات متحده]/ɪnˈʃʊərɪŋ/
[بریتانیا]/ɪnˈʃʊrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اطمینان حاصل کردن از اینکه چیزی اتفاق خواهد افتاد؛ تضمین کردن یا تأمین کردن؛ به کسی چیزی دادن یا دریافت کردن؛ ایمن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ensuring safety

تضمین ایمنی

ensuring quality

تضمین کیفیت

ensuring success

تضمین موفقیت

ensuring compliance

تضمین انطباق

ensuring efficiency

تضمین کارایی

ensuring accuracy

تضمین دقت

ensuring support

حمایت اطمینان

ensuring progress

تضمین پیشرفت

ensuring fairness

تضمین انصاف

ensuring reliability

تضمین قابلیت اطمینان

جملات نمونه

ensuring the safety of our employees is our top priority.

اطمینان از ایمنی کارکنان ما اولویت اصلی ما است.

we are focusing on ensuring customer satisfaction.

ما بر اطمینان از رضایت مشتری تمرکز داریم.

ensuring timely delivery is crucial for our business.

اطمینان از تحویل به موقع برای کسب و کار ما بسیار مهم است.

they are responsible for ensuring compliance with regulations.

آنها مسئول اطمینان از رعایت مقررات هستند.

ensuring quality control helps maintain our reputation.

اطمینان از کنترل کیفیت به حفظ شهرت ما کمک می کند.

we are dedicated to ensuring a sustainable future.

ما متعهد به اطمینان از یک آینده پایدار هستیم.

ensuring effective communication is essential for teamwork.

اطمینان از برقراری ارتباط موثر برای کار گروهی ضروری است.

our goal is ensuring a smooth transition during the merger.

هدف ما اطمینان از انتقال روان در طول ادغام است.

ensuring access to education is a fundamental right.

اطمینان از دسترسی به آموزش یک حق اساسی است.

we are committed to ensuring transparency in our processes.

ما متعهد به اطمینان از شفافیت در فرآیندهای خود هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید