assuring

[ایالات متحده]/əˈʃʊrɪŋ/
[بریتانیا]/əˈʃʊərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اطمینان دادن یا تضمین کردن; آرام کردن
adj. اطمینان بخش یا تضمین کننده; آرامش بخش

عبارات و ترکیب‌ها

assuring someone

اطمینان دادن به کسی

an assuring smile

لبخند اطمینان بخش

assuring words

کلمات اطمینان بخش

assuring information

اطلاعات اطمینان بخش

an assuring presence

حضور اطمینان بخش

assuring performance

عملکرد اطمینان بخش

an assuring guarantee

یک ضمانت اطمینان بخش

جملات نمونه

she spoke in an assuring tone to calm the children.

او با لحنی اطمینان بخش با کودکان صحبت کرد.

the manager gave an assuring nod to the team.

مدیر با سر تکان دادن اطمینان بخش به تیم اشاره کرد.

his assuring words helped me overcome my fears.

کلمات اطمینان بخش او به من کمک کرد تا بر ترس هایم غلبه کنم.

the doctor was assuring the patient about the procedure.

پزشک در حال اطمینان دادن به بیمار در مورد روش جراحی بود.

she offered an assuring smile to her friend.

او لبخندی اطمینان بخش به دوستش نشان داد.

the teacher's assuring feedback boosted the student's confidence.

بازخورد اطمینان بخش معلم باعث افزایش اعتماد به نفس دانش آموز شد.

they provided an assuring statement during the crisis.

آنها در بحران بیانیه ای اطمینان بخش ارائه کردند.

his assuring presence made everyone feel safe.

حضور اطمینان بخش او باعث شد همه احساس امنیت کنند.

the company released an assuring report to investors.

شرکت گزارشی اطمینان بخش به سرمایه گذاران منتشر کرد.

she had an assuring demeanor that put others at ease.

او رفتاری اطمینان بخش داشت که باعث آرامش دیگران شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید