certifying

[ایالات متحده]/ˈsɜːr.tɪ.faɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɝː.t̬ə.fɑɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل تأیید چیزی یا کسی؛ اعطای تأیید رسمی به چیزی یا کسی؛ صدور گواهی برای کسی؛ اعلام اینکه کسی دارای بیماری روانی است؛ اعطای گواهی صلاحیت حرفه‌ای به کسی

عبارات و ترکیب‌ها

certifying authority

مرجع صدور

certifying document

مدارک احراز

certifying agent

نماینده صدور

certifying process

فرآیند صدور

certifying body

نهاد صدور

certifying signature

امضای تایید

certifying statement

اظهارات تایید

certifying exam

آزمون تایید

certifying standards

استانداردهای تایید

certifying official

مسئول تایید

جملات نمونه

he is responsible for certifying the quality of the products.

او مسئول تایید کیفیت محصولات است.

the organization is certifying new trainers this month.

سازمان این ماه مربیان جدید را در حال تایید است.

she is certifying the documents for the project.

او اسناد پروژه را در حال تایید است.

the school is certifying its curriculum to meet standards.

مدرسه برنامه درسی خود را برای مطابقت با استانداردها در حال تایید است.

we are certifying the results of the experiment.

ما در حال تایید نتایج آزمایش هستیم.

they will be certifying the new software next week.

آنها هفته آینده نرم افزار جدید را تایید خواهند کرد.

the committee is certifying the qualifications of the candidates.

کمیته در حال تایید صلاحیت نامزدها است.

he is certifying the authenticity of the artwork.

او اصالت اثر هنری را تایید می کند.

the agency is certifying safety standards for the equipment.

آژانس استانداردهای ایمنی برای تجهیزات را تایید می کند.

she is certifying her skills in project management.

او مهارت های خود را در مدیریت پروژه تایید می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید