personal escort
همراه شخصی
security escort
همراه امنیتی
VIP escort
همراه ویژه
police escort
همراه پلیس
armed escort
حراست مسلح
an escort of jet fighters
یک اسکورت جنگنده
Shiona escorted Janice to the door.
شیونا جانیس را تا در همراهی کرد.
He escorted a lady to a party.
او یک خانم را تا مهمانی همراهی کرد.
escorted out of British waters.
از آبهای بریتانیایی اسکورت شد.
The king's escort total 50 men.
اسکورت پادشاه در مجموع 50 مرد بود.
Who will escort this young lady home?
چه کسی این خانم جوان را به خانه همراهی خواهد کرد؟
The Queen's yacht was escorted by destroyers.
یخوت ملکه توسط ناوهای جنگی اسکورت شد.
He will escort you from the forest.
او شما را از جنگل همراهی خواهد کرد.
The child was escorted by a doctor to the hospital.
کودک توسط یک پزشک به بیمارستان اسکورت شد.
fixed me up with an escort at the last minute.
در آخرین لحظه یک اسکورت برای من فراهم کرد.
cadets escorting their girls to the ball.
دانشجویان نظامی دختران خود را به مهمانی همراه میکنند.
the shipment was escorted by armed patrol boats.
بار توسط قایقهای گشتی مسلح اسکورت شد.
several cruisers trailed by an escorting destroyer.
چندین ناو جنگی که توسط یک ناو جنگی اسکورت پشتیبانی می شد.
A group of soldiers escorted the President.
گروهی از سربازان رئیس جمهور را اسکورت کردند.
The prisoner was taken under escort to the jail.
زندانی تحت اسکورت به زندان برده شد.
Her escort to the party was a tall young man.
اسکورت او به مهمانی یک مرد جوان قدبلند بود.
The teacher escorted the children to safety.
معلم کودکان را به سمت امنیت اسکورت کرد.
A destroyer escorted our ship to London.
یک ناو جنگی کشتی ما را به لندن اسکورت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید