event

[ایالات متحده]/ɪˈvent/
[بریتانیا]/ɪˈvent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وقوع، رویداد مهم؛ فعالیت ورزشی

عبارات و ترکیب‌ها

social event

مهمانی

major event

رویداد مهم

public event

رویداد عمومی

special event

رویداد ویژه

in the event

در صورت وقوع

in any event

در هر صورت

great event

رویداد بزرگ

sports event

رویداد ورزشی

important event

رویداد مهم

event handler

مدیریت رویداد

event log

گزارش رویداد

at all events

در همه حال

historical event

رویداد تاریخی

main event

رویداد اصلی

charity event

مراسم خیریه

individual event

رویداد فردی

event tree

درخت رویداد

in that event

در آن رویداد

significant event

رویداد مهم

event horizon

افق رویداد

جملات نمونه

an event of significance

یک رویداد مهم

an event such as we've shared.

یک رویدادی مانند آنچه به اشتراک گذاشته ایم.

an event causative of war

رویدادی که باعث جنگ می شود

an inconsequential event

یک رویداد غیر مهم

the two events coincided.

دو رویداد با هم همزمان شدند.

it is a media event of the first order.

این یک رویداد رسانه ای از مرتبه اول است.

events of tragic magnitude.

رویدادهایی با ابعاد تراژیک.

an event of vanishingly small probability.

رویدادی با احتمال بسیار کم.

rehearse the events of the day

رویدادهای روز را تمرین کنید

The event took an explosive turn.

این رویداد به سمت یک چرخش انفجاری پیش رفت.

Events are in a state of flux.

رویدادها در حال تغییر هستند.

events in close propinquity to each other

رویدادها در نزدیکی زیاد به یکدیگر

to become the quintessential pseudo-event

برای تبدیل شدن به یک رویداد شبه کلاسیک.

a judge at a sporting event

داوری در یک رویداد ورزشی

a venue for a sporting event

محل برگزاری یک رویداد ورزشی

there is passion aplenty in the events described.

در رویدادهای توصیف شده، اشتیاق فراوان وجود دارد.

Events were proceeding at a gallop.

رویدادها با سرعت بالا در حال پیشرفت بودند.

the strange events are capable of rational explanation.

این وقایع عجیب و غریب قابلیت توضیح منطقی را دارند.

the event ran like clockwork .

رویداد مانند ساعت‌سازی پیش رفت.

the event was recorded by a contemporary historian.

این رویداد توسط یک مورخ معاصر ثبت شد.

نمونه‌های واقعی

That hasn't dampened the enthusiasm surrounding this event.

این موضوع باعث کاهش اشتیاق پیرامون این رویداد نشده است.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

U.S. Commercial Service Counsellor Brent Omdahl anchored the event.

برنت اودال، مشاور خدمات تجاری ایالات متحده، مسئولیت برگزاری این رویداد را بر عهده داشت.

منبع: VOA Daily Standard February 2017 Collection

This was an important event in the barn cellar.

این یک رویداد مهم در انبار بود.

منبع: Charlotte's Web

He is skipping the individual sprint event.

او در حال نادیده گرفتن رویداد دوی سرعت انفرادی است.

منبع: NPR News August 2014 Compilation

This is a painting that depicts an event that actually took place.

این یک نقاشی است که رویدادی را به تصویر می‌کشد که واقعاً اتفاق افتاده است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

I contemplated the startling turn of events.

من به طرز حیرت‌آوری به تغییر روند رویدادها فکر کردم.

منبع: Flipped Selected

Our first topic today is a weather event.

اولین موضوع ما امروز یک رویداد آب و هوایی است.

منبع: CNN 10 Student English October 2019 Collection

It is the largest event in Australia.

این بزرگترین رویداد در استرالیا است.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 5 Textbook Volume 2

It is a horrific event, no doubt.

این یک رویداد وحشتناک است، بدون شک.

منبع: NPR News December 2018 Compilation

We plan for the worst possible event.

ما برای بدترین رویداد ممکن برنامه ریزی می کنیم.

منبع: CNN Selected July 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید