DIESTRUS in the unspayed female dog. The period of sexual inactivity after the female is receptive.
DIESTRUS در سگهای مادهای که عقیم نشدهاند. دورهای از عدم فعالیت جنسی پس از اینکه ماده پذیرشنده باشد.
Her enormous talents were dormant. Persons or things arequiescent when they cease to be active; sometimes—but not always—the term suggests temporary inactivity:
مهارتهای بزرگ او در حالت رکود بودند. افراد یا چیزها زمانی که غیرفعال میشوند، رکود مییابند؛ گاهی اوقات - اما همیشه نه - این اصطلاح بیانگر عدم فعالیت موقت است:
Physical inactivity can lead to various health problems.
بیحرکتی فیزیکی میتواند منجر به مشکلات سلامتی مختلفی شود.
Mental inactivity can result in a lack of creativity.
بیحرکتی ذهنی میتواند منجر به کمبود خلاقیت شود.
Long periods of inactivity can cause muscle stiffness.
دورههای طولانی بیحرکتی میتواند باعث سفتی عضلات شود.
Regular breaks are important to prevent prolonged inactivity.
استراحتهای منظم برای جلوگیری از بیحرکتی طولانی مدت مهم هستند.
The inactivity of the students was noticeable during the lecture.
بیحرکتی دانشآموزان در طول سخنرانی قابل توجه بود.
She felt guilty about her inactivity and lack of productivity.
او در مورد بیحرکتی و عدم بهرهوری خود احساس گناه میکرد.
Inactivity can lead to weight gain if not balanced with proper diet.
بیحرکتی میتواند منجر به افزایش وزن شود اگر با رژیم غذایی مناسب متعادل نشود.
The team suffered due to the inactivity of its members.
تیم به دلیل بیحرکتی اعضای خود دچار مشکل شد.
The doctor advised him to avoid prolonged inactivity after the surgery.
پزشک به او توصیه کرد که پس از جراحی از بیحرکتی طولانی مدت خودداری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید