expose

[ایالات متحده]/ɪkˈspəʊz/
[بریتانیا]/ɪkˈspoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را برای دیگران قابل مشاهده قرار دادن؛ فاش کردن، آشکار کردن؛ نمایش دادن.

جملات نمونه

expose (sb.) to odium

قرار دادن (کسی) در متن مورد نفرت

Don't expose it to the sun.

آن را در معرض نور خورشید قرار ندهید.

expose goods in a shopwindow

قرار دادن کالا در ویترین مغازه

to expose one's skin to the sun

قرار دادن پوست خود در معرض نور خورشید

expose their duplicity and cruelty and

دروغگویی و ظلم آنها را آشکار کنید.

We must expose this shameful activity to the newspapers.

ما باید این فعالیت شرم‌آور را به روزنامه‌ها نشان دهیم.

exposed to the fury of the elements

در معرض خشم عناصر

expose students to good art and music

دانشجویان را در معرض هنر و موسیقی خوب قرار دهید

expose soldiers to unnecessary risks

سربازان را در معرض خطرات غیر ضروری قرار دهید

He exposed the plan to the newspapers.

او طرح را به روزنامه‌ها افشا کرد.

He exposed the plot to the police.

او طرح را به پلیس افشا کرد.

exposed themselves to disease; exposed their children to classical music.

خود را در معرض بیماری قرار دادند؛ کودکان خود را در معرض موسیقی کلاسیک قرار دادند.

He was publicly exposed as a liar and a cheat.

او به عنوان یک دروغگو و فریبکار رسوا شد.

The garden was very exposed to westerly winds.

باغ بسیار در معرض بادهای غربی بود.

the Church should not be exposed to gossip and contumely.

کلیسا نباید در معرض غیبت و توهین قرار گیرد.

the journalist who wants to expose corruption in high places.

روزنامه‌نگاری که می‌خواهد فساد در مناصب بالا را افشا کند.

a didactic novel that set out to expose social injustice.

یک رمان آموزشی که قصد داشت بی‌عدالتی اجتماعی را نشان دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید