cover

[ایالات متحده]/ˈkʌvə(r)/
[بریتانیا]/ˈkʌvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شامل شدن؛ درگیر کردن؛ مصاحبه کردن، گزارش دادن
n. درپوش؛ جلد جلو، پوشش؛ پنهان‌سازی
vi. روی هم گذاشتن؛ جایگزین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

book cover

جلد کتاب

dust cover

جلد کتاب گرد و غبار

cover letter

نامه همراه

insurance coverage

پوشش بیمه

album cover

جلد آلبوم

under cover

تحت پوشش

cover up

پوشاندن

cover for

پوشش برای

cover with

پوشش با

cover to cover

از ابتدا تا انتها

under separate cover

تحت پوشش جداگانه

land cover

پوشش گیاهی زمین

cover in

پوشش در

ground cover

پوشش زمین

vegetation cover

پوشش گیاهی

cover plate

صفحه پوششی

take cover

پناه بگیرید

upper cover

جلد بالایی

snow cover

پوشش برف

front cover

جلد جلویی

separate cover

پوشش جداگانه

end cover

جلد انتهایی

جملات نمونه

the front cover of the magazine.

جلد جلوی مجله

cover the table with a cloth

میز را با پارچه بپوشانید

This is the balance to cover the check.

این تعادل برای پوشش چک است.

The paint covers well.

رنگ خوب می پوشاند.

cover a fire for a newspaper

آتش را برای یک روزنامه پوشش دهید

a paint that covers well.

رنگی که خوب می پوشاند.

cover up for a colleague.

برای یک همکار پوشش دهید.

The stone stairway was covered with lichen.

پله های سنگی با سرخک پوشیده شده بود.

An overlay of wood covers the brick wall.

یک لایه چوبی روی دیوار آجری قرار دارد.

The underside of the rock was covered with seaweed.

زیر سطح سنگ با جلبک پوشیده شده بود.

cover the eyelid with a neutral block of colour.

پلک را با یک بلوک خنثی از رنگ بپوشانید.

a man whose cover was blown.

مردی که نقابش لو شد.

chair covers should be easy to clean.

روکش صندلی ها باید به راحتی تمیز شوند.

we are able to cover the cost of the event.

ما قادر به پوشش هزینه رویداد هستیم.

he was covered in mud.

او در گل پوشیده شده بود.

she was covered in confusion.

او در سردرگمی غرق شده بود.

the barn floor was covered in straw.

کف تالار با کاه پوشیده شده بود.

masonry paint will cover hairline cracks.

رنگ ماسونری ترک های مویی را پوشش می دهد.

نمونه‌های واقعی

I read the book from cover to cover.

من کتاب را از ابتدا تا انتها خواندم.

منبع: Tim's British Accent Class

This is a verified alert! Take cover!

این یک هشدار تأیید شده است! خود را حفظ کنید!

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 1

Helicopters were called in to airlift people when flood waters covered the roads nearby.

هلیکوپترها برای انتقال افراد با بال هواپیما فراخوانده شدند زمانی که آب سیل جاده های نزدیک را پوشاند.

منبع: CNN Selected May 2015 Collection

We covered several developments involving robotic systems.

ما چندین پیشرفت در زمینه سیستم های رباتیک را پوشش دادیم.

منبع: VOA Slow English Technology

Insurance policies are very specific. It's important to understand exactly what a policy covers.

بیمه نامه ها بسیار خاص هستند. مهم است که دقیقاً بدانید یک بیمه نامه چه چیزی را پوشش می دهد.

منبع: Curious Encyclopedia

We still have not covered this subject.

ما هنوز این موضوع را پوشش نداده ایم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

And one video will not cover everything.

و یک ویدیو همه چیز را پوشش نمی دهد.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

So always understand what your policy covers.

بنابراین همیشه درک کنید که خط مشی شما چه چیزی را پوشش می دهد.

منبع: Connection Magazine

I think that pretty much covers it.

فکر می کنم تقریباً همه چیز را پوشش می دهد.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Do they say what they would cover?

آیا می گویند چه چیزی را پوشش می دهند؟

منبع: Cut version of past CET-6 exam papers.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید