faultlessly

[ایالات متحده]/'fɔ:ltlisli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور کامل، بدون هیچ نقصی.

عبارات و ترکیب‌ها

performing faultlessly

بی نقص عمل کردن

جملات نمونه

She danced faultlessly throughout the performance.

او در طول اجرا به طور کامل و بی‌نقص رقصید.

He played the piano faultlessly, impressing the audience.

او پیانو را به طور کامل و بی‌نقص نواخت و مخاطبان را تحت تاثیر قرار داد.

The chef prepared the dish faultlessly, earning rave reviews.

سرآشپز غذا را به طور کامل و بی‌نقص تهیه کرد و نظرات مثبت زیادی را به دست آورد.

The athlete executed the routine faultlessly, winning the gold medal.

ورزشکار برنامه را به طور کامل و بی‌نقص انجام داد و مدال طلا را برد.

Her presentation was faultlessly organized and delivered.

ارائه او به طور کامل و بی‌نقص سازماندهی و ارائه شد.

The tailor sewed the dress faultlessly, ensuring a perfect fit.

خیاط لباس را به طور کامل و بی‌نقص دوخت و تناسبی عالی را تضمین کرد.

The software was designed faultlessly, with no bugs or glitches.

نرم افزار به طور کامل و بی‌نقص طراحی شده بود، بدون هیچ باگی یا مشکلی.

The team executed the game plan faultlessly, leading to victory.

تیم طرح بازی را به طور کامل و بی‌نقص اجرا کرد و به پیروزی رسید.

The actor delivered his lines faultlessly, captivating the audience.

بازیگر دیالوگ‌های خود را به طور کامل و بی‌نقص ارائه داد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

The artist painted the portrait faultlessly, capturing every detail.

هنرمند پرتره را به طور کامل و بی‌نقص نقاشی کرد و تمام جزئیات را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید