erroneously

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. اشتباهی، نادرست

جملات نمونه

The data was erroneously entered into the system.

اطلاعات به اشتباه وارد سیستم شد.

He was erroneously accused of theft.

او به اشتباه به سرقت متهم شد.

The rumor was spread erroneously.

شایعه به طور نادرست پخش شد.

She erroneously believed that he was trustworthy.

او به اشتباه فکر کرد که او قابل اعتماد است.

The address was erroneously written on the package.

آدرس به اشتباه روی بسته نوشته شده بود.

The news report erroneously stated the time of the event.

گزارش خبری به اشتباه زمان رویداد را بیان کرد.

The company's financial statements were erroneously filed.

صورت‌های مالی شرکت به اشتباه ثبت شدند.

He was erroneously identified as the suspect.

او به اشتباه به عنوان مظنون شناسایی شد.

The test results were erroneously interpreted by the doctor.

نتایج آزمایش به اشتباه توسط پزشک تفسیر شدند.

The contract was erroneously signed by both parties.

قرارداد به اشتباه توسط هر دو طرف امضا شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید