firecracker

[ایالات متحده]/'faɪəkrækə/
[بریتانیا]/'faɪɚkrækɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه انفجاری کوچک ساخته شده از باروت، که برای مقاصد جشنواره‌ای استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

red firecrackers

دود آتش بازی قرمز

جملات نمونه

Keep back! The firecrackers are exploding.

عقب‌نشینی کنید! آتش‌بازی در حال انفجار است.

Many boys explode firecrackers on the Fourth of July.

بسیاری از پسران در چهارم ژوئیه آتش‌بازی می‌کنند.

Setting off firecrackers can add to the festive atmosphere and offer an outlet for people's pleasure and excitement.

اجازه دادن به آتش بازی ها می تواند праздничная атмосфера را افزایش دهد و راهی برای بیان شادی و هیجان مردم فراهم کند.

Setting off firecrackers is seen not merely as a nuisance, but also as a big threat to man's life and property.

آتش‌بازی نه تنها یک مزاحمت، بلکه تهدیدی بزرگ برای زندگی و اموال انسان تلقی می‌شود.

The youngsters set off string after string of firecrackers to mark Spring Festival.

جوانان برای بزرگداشت جشنواره بهار، رشته‌ای به رشته آتش‌بازی راه‌اندازی می‌کنند.

It will pay in the long run if the setting off of firecrackers is effectively banned in the cities.

اگر ممنوعیت آتش‌بازی در شهرها به طور مؤثر اجرا شود، در درازمدت نتیجه‌بخش خواهد بود.

Setting off firecrackers makes a tremendous noise and causes serious air pollution.

آتش‌بازی سر و صدای بسیار زیادی ایجاد می‌کند و باعث آلودگی شدید هوا می‌شود.

The steaming dumplings are taken in front of us very soon. The firecrackers sound becomes lounder and lounder. It really looks like a city without night.

饺شا بخارپز به سرعت در مقابل ما قرار می گیرد. صدای فشفشه ها بلندتر و بلندتر می شود. واقعاً شبیه شهری بدون شب است.

نمونه‌های واقعی

So did you set off the firecracker yet?

آیا هنوز فیوز انفجاری را فعال کردید؟

منبع: Modern Family - Season 03

Oh, my gosh. Is that a firecracker?

وای خدای من. آیا این یک فیوز انفجاری است؟

منبع: Modern Family - Season 03

What do 600,000 firecrackers crackling in the sky sound like?

صدای 600,000 فیوز انفجاری که در آسمان منفجر می شوند چگونه است؟

منبع: Selected English short passages

A prime example of a great rocket would be a firecracker.

یک نمونه عالی از یک راکت خوب، یک فیوز انفجاری است.

منبع: Connection Magazine

Only use firecrackers or fireworks under close supervision.

فقط از فیوزهای انفجاری یا آتش بازی تحت نظارت دقیق استفاده کنید.

منبع: New Year's things.

Officials put flowers around the necks of the workers as the crowd celebrated with firecrackers.

مقامات گل ها را دور گردن کارگران گذاشتند در حالی که جمعیت با فیوزهای انفجاری جشن می گرفتند.

منبع: This month VOA Special English

You can also light firecrackers and bang drums and gongs to celebrate.

همچنین می توانید فیوزهای انفجاری را روشن کنید و طبل ها و گونگ ها را بزنید تا جشن بگیرید.

منبع: New Year's things.

In Chinese communities throughout the world, people set off firecrackers in celebration of Lunar New Year.

در جوامع چینی در سراسر جهان، مردم برای جشن سال نو قمری فیوزهای انفجاری را روشن می کنند.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

And he danced with firecrackers exploding at his feet in Holiday Inn.

و او در هتل Holiday Inn در حالی که فیوزهای انفجاری زیر پایش منفجر می شدند، رقصید.

منبع: VOA Special March 2019 Collection

A firecracker is a rocket because it has a propulsion system.

یک فیوز انفجاری یک راکت است زیرا دارای یک سیستم پیشرانه است.

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید