fish

[ایالات متحده]/fɪʃ/
[بریتانیا]/fɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حیوان آبزی با آبشش، باله و فلس
vt. & vi. گرفتن یا تلاش برای گرفتن ماهی؛ جستجو کردن یا تلاش برای به دست آوردن چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

fresh fish

ماهی تازه

grilled fish

ماهی کبابی

fried fish

ماهی سرخ شده

raw fish

ماهی خام

fish market

بازار ماهی

big fish

ماهی بزرگ

fish for

ماهی برای

fish oil

روغن ماهی

fish meal

غذای ماهی

fish out

ماهی بیرون

fish tank

آکواریوم

fish and chips

ماهی و سیب زمینی سرخ کرده

catch fish

گرفتن ماهی

food fish

ماهی غذا

cold fish

ماهی سرد

tropical fish

ماهی گرمسیری

fish sauce

سس ماهی

fish culture

پرورش ماهی

flying fish

ماهی پرنده

little fish

ماهی کوچک

جملات نمونه

The fish are striking.

ماهی‌ها در حال ضربه زدن هستند.

The fish was frying.

ماهی در حال سرخ شدن بود.

The fish is taking.

ماهی در حال گرفتن است.

fish parts; fish gaffs.

قطعات ماهی؛ گاف ماهی.

You catch fish with a fishing rod.

شما با یک چوب ماهیگیری ماهی را به دام می‌اندازید.

the fish are perfectly marketable.

ماهی‌ها کاملاً قابل فروش هستند.

the fish was a bit off.

ماهی کمی نامرتب بود.

a traditional fish soup.

یک سوپ ماهی سنتی.

The fish is slightly off.

ماهی کمی نامرتب است.

the myriad fish in the ocean.

تنوع ماهی در اقیانوس.

نمونه‌های واقعی

Fish and chips. Fish and chips.

ماهی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده. ماهی و سیب‌زمینی سرخ‌کرده.

منبع: Tim's British Accent Class

Drink coffee and eat tuna fish respectively.

به ترتیب قهوه بنوشید و ماهی تن بخورید.

منبع: A man named Ove decides to die.

They eat the plastic, and we eat the fish.

آنها پلاستیک می‌خورند و ما ماهی می‌خوریم.

منبع: NPR News September 2019 Compilation

" They call them puff fish, Grandmother" .

آنها آنها را ماهی پف کرده صدا می زنند، مادربزرگ.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

We had fun watching the fish, and stingrays, and sharks.

ما از تماشای ماهی ها، اسکلت ها و کوسه ها لذت بردیم.

منبع: TED-Ed Student Weekend Show

First, stew the bighead carp thoroughly, then add in several other fishes one by one.

ابتدا ماهی بزرگ سر را به طور کامل بپزید، سپس ماهی های دیگر را یکی یکی اضافه کنید.

منبع: A Bite of China Season 1

First, they took our fish and then the essential equipment.

ابتدا ماهی های ما را برداشتند و سپس تجهیزات ضروری را برداشتند.

منبع: CNN Selected May 2016 Collection

Then, the fisherman can officially land the fish.

سپس ماهیگیر می تواند ماهی را به طور رسمی صید کند.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

Are you a queen or fish bait?

آیا شما ملکه هستید یا طعمه ماهی؟

منبع: Game of Thrones Season 6

Where can I put the fish? On a dish! On a dish!

من ماهی را کجا می توانم بگذارم؟ روی یک بشقاب! روی یک بشقاب!

منبع: Shanghai Education Edition Oxford Primary English (Grade 5, Volume 1)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید