beef

[ایالات متحده]/biːf/
[بریتانیا]/bif/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت گاو، که به عنوان غذا استفاده می‌شود؛ قسمت خوراکی گاو؛ ماهیچه

vi. شکایت کردن، متهم کردن؛ ابراز نارضایتی کردن

vt. پرورش دادن؛ تقویت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

beef stew

خورش گاو

beef burger

برگر گوشت گاو

beef noodle soup

سوپ رشته با گوشت گاو

beef jerky

گوشت گاو خشک شده

beef cattle

گاو

roast beef

گوشت گاو بریان

beef up

تقویت کردن

ground beef

گوشت چرخ کرده گاو

beef steak

استیک گوشت گاو

minced beef

گوشت گاو رنده شده

beef extract

عصاره گوشت گاو

beef noodles

رشته با گوشت گاو

dried beef

گوشت گاو خشک شده

corned beef

گوشت گاو نمک سود

beef sausage

سوسیس گوشت گاو

stewed beef

گوشت گاو پخته

braised beef

گوشت گاو سرخ شده

curry beef

گوشت گاو کاری

جملات نمونه

beef on the hoof.

گوشت گاو

The beef is overdone.

گوشت بیش از حد پخته شده است.

The beef is high.

گوشت گران است.

cut the beef into thin slices.

گوشت را به ورقه‌های نازک برش بزنید.

a thick flank of beef on a spit.

یک تکه پهلو سینه گاو ضخیم روی سیخ.

bits of beef skirt.

تکه‌های گوشت دنده.

roast beef au jus.

گوشت کبابی با آب گوشت.

beef up the air force

تقویت نیروی هوایی

The beef eats well.

گوشت خوب می‌خورد.

beef up the defense budget.

بودجه دفاع رو افزايش بدين

The roast beef is very appetizing.

گوشت کبابی بسیار خوشمزه است.

the beef about the warehouse was that it was too big.

در مورد انبار، گوشت این بود که خیلی بزرگ بود.

beef and lamb en brochette .

گوشت گاو و گوشت بره به صورت کباب.

I'll have roust beef .please.

من گوشت کبابی خواهم داشت. لطفاً.

Put your beef into it!

گوشت خود را در آن قرار دهید!

a crosscut slice of beef; a crosscut incision.

یک برش عرضی از گوشت گاو؛ یک برش عرضی.

نمونه‌های واقعی

So everything all the pieces had to be beefed up.

بنابراین همه چیز و تمام قطعات باید تقویت شوند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Well please bring me the cold beef.

خب، لطفاً گوشت سرد را برای من بیاورید.

منبع: Traveling Abroad Conversation Scenarios: Dining Edition

I recommend crisp beef and fried duck.

من گوشت ترد و اردک سرخ شده را توصیه می کنم.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

This is minced beef and minced pork.

این گوشت چرخ کرده و گوشت خوک چرخ کرده است.

منبع: Culinary methods for gourmet food

I need it for my roast beef.

من به آن برای گوشت کبابی ام نیاز دارم.

منبع: The Growth History of a Little Princess

You need no teeth to eat this beef.

برای خوردن این گوشت نیازی به دندان ندارید.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Etta had roast beef and I had chicken.

ایتا گوشت کبابی داشت و من مرغ داشتم.

منبع: Tiger and Leopard: The Little Overlord (Original Soundtrack)

Sorry, sir. We don't have any beef now.

متاسفم آقایم. ما الان گوشت نداریم.

منبع: Past years' high school entrance exam listening comprehension questions.

I'm Carl Azuz and there's the beef.

من کارل آزوز هستم و گوشت اینجاست.

منبع: CNN 10 Student English March 2022 Collection

I want either the beef or the turkey roast.

من یا گوشت کبابی یا گوشت غاز کبابی می خواهم.

منبع: Learn grammar with Lucy.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید