flagpole

[ایالات متحده]/'flægpəʊl/
[بریتانیا]/'flæɡpol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله‌ای که بر روی آن پرچم بالا رفته و به اهتزاز در می‌آید

عبارات و ترکیب‌ها

raise the flagpole

بالا بردن سوتون پرچم

lower the flagpole

پایین آوردن سوتون پرچم

flagpole installation

نصب سوتون پرچم

flagpole height

ارتفاع سوتون پرچم

flagpole maintenance

نگهداری سوتون پرچم

جملات نمونه

fixed the flagpole in concrete;

پرچم را در بتن محکم کردیم;

the idea was first run up the flagpole in 1997.

ایده ابتدا در سال 1997 به طور آزمایشی مطرح شد.

head each column with a number; headed the flagpole with a golden ball.

سر هر ستون را با یک عدد مشخص کنید؛ سر ستون را با یک توپ طلایی تزئین کردند.

6.Flagpole sets upright each on every attendant horn not under 1.5 meters (5 feet) flat-roofed flagpole, bannerol one side is fastened on.

6. هر ستون پرچم به صورت عمودی روی هر شاخه نگهدارنده قرار دارد که ارتفاع آن کمتر از 1.5 متر (5 فوت) نیست، ستون سقف صاف و یک بنر در یک طرف آن محکم شده است.

The flagpole stood tall in the center of the town square.

پرچم در مرکز میدان شهر ایستاده بود.

The flag fluttered in the wind atop the flagpole.

پرچم در باد در بالای ستون پرچم به رقص درآمد.

The flagpole was painted red, white, and blue for the national holiday.

ستون پرچم برای تعطیلات ملی به رنگ قرمز، سفید و آبی رنگ آمیزی شد.

A group of students gathered around the flagpole for the morning flag-raising ceremony.

گروهی از دانش آموزان برای مراسم صبحگاهی برافروختن پرچم دور ستون پرچم جمع شدند.

The flagpole cast a long shadow in the setting sun.

ستون پرچم در هنگام غروب آفتاب سایه ای طولانی ایجاد کرد.

The flagpole was damaged during the storm and needed repairs.

ستون پرچم در طوفان آسیب دید و نیاز به تعمیر داشت.

The flagpole was made of sturdy steel to withstand strong winds.

ستون پرچم از فولاد محکم ساخته شده بود تا در برابر بادهای شدید مقاومت کند.

The flagpole was decorated with colorful ribbons for the festive occasion.

ستون پرچم برای مناسبت جشن با روبان های رنگارنگ تزئین شده بود.

The flagpole was a landmark that could be seen from miles away.

ستون پرچم یک نقطه مرجع بود که از مایل ها دور قابل مشاهده بود.

The flagpole was erected in memory of the fallen soldiers.

ستون پرچم به یاد سربازان جان باخته نصب شد.

نمونه‌های واقعی

It involves building the largest flagpole in the world.

این شامل ساختن بزرگترین پرچم دنیا است.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

States assert themselves by building bases and planting flagpoles.

کشورها با ساخت پایگاه‌ها و نصب پرچم‌ها خود را نشان می‌دهند.

منبع: The Economist (Summary)

Then they all went away fom the flagpole to see what would happen.

سپس همه از کنار پرچم رفتند تا ببینند چه اتفاقی می‌افتد.

منبع: American Elementary School English 4

An idea to run up the flagpole: jargon gets an overly bad press.

ایده‌ای برای نصب پرچم: اصطلاحات بیش از حد بد نام می‌شوند.

منبع: The Economist (Summary)

Think of it like when you lick a flagpole in winter, but a lot more painful.

مثل زمانی که در زمستان یک پرچم را می‌لیسید، اما خیلی دردناک‌تر.

منبع: If there is a if.

Gowdy only knows that a flagpole clattered to his feet just after he felt a blow.

گویدی فقط می‌داند که یک پرچم درست بعد از اینکه ضربه‌ای احساس کرد، به پای او افتاد.

منبع: New York Times

And at the top of the flagpole?

و در بالای پرچم؟

منبع: VOA Special July 2023 Collection

Then something made her look up at the flagpole.

سپس چیزی باعث شد او به سمت بالای پرچم نگاه کند.

منبع: American Elementary School English 4

The flagpole alone is a big proposal.

خودِ پرچم یک پیشنهاد بزرگ است.

منبع: VOA Special July 2023 Collection

That is when we can run it up the flagpole.

همینجاست که می‌توانیم آن را روی پرچم نصب کنیم.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید