time flees
زمان میگذرد
fear flees
ترس میگریزد
love flees
عشق میگریزد
happiness flees
خوشبختی میگریزد
hope flees
امید میگریزد
pain flees
درد میگریزد
truth flees
حقیقت میگریزد
fearlessly flees
بیباکی میگریزد
quickly flees
به سرعت میگریزد
safely flees
به طور ایمن میگریزد
the rabbit flees from the hungry fox.
خرگوش از روباه گرسنه فرار میکند.
when danger approaches, he flees without looking back.
وقتی خطر نزدیک میشود، او بدون نگاه کردن به عقب فرار میکند.
she flees the city every summer for a quiet retreat.
او هر تابستان برای یک استراحت آرام از شهر فرار میکند.
the criminal flees the scene of the crime.
جنایتکار صحنه جرم را ترک میکند.
in the face of adversity, he flees rather than confront his problems.
در برابر سختی، او به جای مواجهه با مشکلاتش فرار میکند.
the child flees to his mother when scared.
وقتی کودک میترسد به سمت مادرش فرار میکند.
as the storm approaches, the bird flees to its nest.
با نزدیک شدن طوفان، پرنده به لانه خود فرار میکند.
the deer flees across the field when it senses danger.
وقتی گوزن خطر را حس میکند، از میان زمین فرار میکند.
he flees from responsibility instead of facing it.
او به جای مواجهه با آن از مسئولیت فرار میکند.
the villain flees after committing the crime.
بعد از ارتکاب جرم، شرور فرار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید