folk

[ایالات متحده]/fəʊk/
[بریتانیا]/foʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مردم; ملت; خویشاوندان (جمع)
adj. سنتی; مردمی

عبارات و ترکیب‌ها

folk music

موسیقی محلی

folklore

فولکلور

folk dance

رقص محلی

folk art

هنر مردمی

folk culture

فرهنگ عامیانه

folk song

آهنگ محلی

folk custom

رسوم محلی

folk prescription

داروهای سنتی

folk medicine

طب سنتی

folk house

خانه سنتی

country folk

اهالی روستا

folk dancing

رقص محلی

old folk

فولکلور قدیمی

folk singer

خواننده فولکلور

folk tale

قصه‌ی فولکلور

folk rock

راک فولکلور

folk art forms

รูปแบบศิลปะ فولکلور

folk remedy

درمان سنتی

folk hero

قهرمان فولکلور

folk story

داستان فولکلور

folk wisdom

حکمت فولکلور

جملات نمونه

folk culture; a folk hero.

فرهنگ عامیانه؛ یک قهرمان عامیانه.

a Bulgarian folk ensemble.

یک گروه موسیقی فولکلور بلغاری

folk and ethnic music.

موسیقی محلی و قومی.

a mixture of folk and reggae.

مخلوطي از موسيقي فولكلور و رگاي

She is a folk singer.

او یک خواننده فولکلور است.

an old folks' home.

خانه سالمندان

rocky and acoustic folk bands.

گروه‌های فولک راک و آکوستیک

The old folk sat and talked.

سالمندان نشستند و صحبت کردند.

a Hungarian folk song

یک ترانه فولکلور مجارستانی

the recent upsurge in the popularity of folk music

افزایش اخیر محبوبیت موسیقی فولکلور

The younger folks were in rapture.

جوانان در خلسه بودند.

city folks; rich folk.

مردم شهر؛ مردم ثروتمند.

some folk will do anything for money.

بعضی از مردم برای پول هر کاری انجام می دهند.

a revival of interest in folk customs.

احیای علاقه به آداب و رسوم محلی.

the choice of prostitutes as folk devils.

انتخاب روسپیان به عنوان شیاطین محلی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید