fortuitous

[ایالات متحده]/fɔːˈtjuːɪtəs/
[بریتانیا]/fɔːrˈtuːɪtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تصادفی، اتفاقی

جملات نمونه

Her years with MMC would turn out to be fortuitous for Britney.

سال‌های او با MMC برای ব্রিটنی خوشایند و مبارک بود.

A series of fortuitous circumstances advanced her career.

یک سری از شرایط خوشایند، پیشرفت را در مسیر شغلی او رقم زد.

a fortuitous turn of events

یک چرخش خوشایند در وقایع

a fortuitous twist of fate

یک پیچش خوشایند در سرنوشت

a fortuitous stroke of luck

یک ضربه خوشایند شانس

a fortuitous chain of events

یک زنجیره خوشایند وقایع

نمونه‌های واقعی

" Fortuitous" - this means unplanned or coincidental.

"فرتونیوس" - به این معنی است که برنامه ریزی نشده یا اتفاقی.

منبع: Engvid Super Teacher Alex - Course Collection

Storz says the summit sighting was fortuitous.

Storz می گوید که دیدن قله تصادفی بود.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American July 2021 Collection

Kaiser's pre-existing plan to teach anatomy using virtual reality simulators, rather than cadavers, proved fortuitous.

برنامه Kaiser برای آموزش تشریح با استفاده از شبیه سازهای واقعیت مجازی، به جای جسد، خوشایند از پیش وجود داشت.

منبع: Time

Three words with similar meanings to " serendipity" are fate, chance and fortuitous.

سه کلمه با معانی مشابه با "سرendipity" سرنوشت، شانس و فرتونیوس هستند.

منبع: VOA Special June 2018 Collection

The resulting strength has allowed the firm to take advantage of fortuitous circumstances.

قدرت حاصله به شرکت اجازه داده تا از شرایط فرتونیوس استفاده کند.

منبع: Economist Business

It's the opposite of the more well-known and much more fortuitous placebo effect.

این خلاف اثر دارونما که بیشتر شناخته شده و بسیار خوشایندتر است.

منبع: TED-Ed (video version)

Hey, that's kind of fortuitous, huh?

هی، این تا حدودی خوشایند است، نه؟

منبع: The Good Wife Season 2

The coincidence almost made me hate him, poor lad, fortuitous as I felt it to be.

این همزمانی تقریباً باعث شد از او متنفر شوم، پسر بدبخت، به طوری که احساس می کردم خوشایند است.

منبع: People and Ghosts (Part 2)

This was a big break for Churchill's government, which was soon followed by another fortuitous development.

این یک موفقیت بزرگ برای دولت چرچیل بود که به زودی با یک پیشرفت دیگر خوشایند دنبال شد.

منبع: Character Profile

Has the universe any unity of plan or purpose, or is it a fortuitous concourse of atoms?

آیا جهان وحدت برنامه یا هدفی دارد یا اینکه مجموعه‌ای فرتونیوس از اتم‌ها است؟

منبع: Philosophical question

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید