fortunate

[ایالات متحده]/ˈfɔːtʃənət/
[بریتانیا]/ˈfɔːrtʃənət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شانس خوب داشتن، شانس خوب آوردن؛ خوش شانس

عبارات و ترکیب‌ها

fortunate to have

خوش‌شانس بودن

fortunate in

خوش‌شانس بودن در

جملات نمونه

a fortunate stroke of serendipity.

یک اتفاق خوشایند و غیرمنتظره

it was fortunate that the weather was good.

خوشبختانه هوا خوب بود.

an unlucky accident. fortunate

یک حادثه ناگوار. خوشایند

the discerning few; the fortunate few.

کسانی که تیزبین هستند؛ خوش‌شانس‌ها.

a most fortunate match for our daughter.

یک قرار ملاقات بسیار خوشایند برای دختر ما.

I was fortunate in that I had friends.

من خوشبخت بودم که دوستانی داشتم.

be born under a fortunate star

تحت یک ستاره خوشایند متولد شوید

She was fortunate in that she had friends to help her.

او خوشبخت بود که دوستانی برای کمک به او داشت.

He is the fortunate possessor of a fine singing voice.

او صاحب خوشبختی یک صدای خوانندگی خوب است.

Your arrival was a fortunate circumstance.See Synonyms at occurrence

رسیدن شما یک اتفاق خوشایند بود. برای یافتن مترادف‌ها به مورد مراجعه کنید

The youth was fortunate in having understanding parents.

جوان خوشبخت بود که والدین درک کننده ای داشت.

less fortunate children still converged on the soup kitchens.

کودکان بی‌سوار و بی‌کشتار همچنان به آشپزخانه‌های خیریه همگرا می‌شدند.

He was fortunate to arrive in Hollywood when the film industry was on the crest of a wave.

او خوش شانس بود که زمانی که صنعت فیلم در اوج یک موج بود، به هالیوود رسید.

The old lady's fortunate enough to have very good health.

خانم پیر به اندازه کافی خوشبخت است که از سلامتی خوبی برخوردار باشد.

"He's fortunate in having a good job, since business is bad nowadays."

"او خوشبخت است که شغل خوبی دارد، از آنجایی که امروزه کسب و کارها بد هستند."

I was fortunate to catch today's last bus to the county at the last minute.

من خوشبختانه توانستم آخرین اتوبوس به شهرستان را در آخرین لحظه بگیرم.

I was nearly drowned last night, but was fortunate enough to be saved.

من تقریباً شب گذشته غرق شدم، اما خوشبختانه نجات یافتم.

نمونه‌های واقعی

" I am fortunate, extremely fortunate, that I have you, Severus."

من خوش‌شانس هستم، فوق‌العاده خوش‌شانس هستم که شما را دارم، سووروس.

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

Fortunately, it's on the way to the bus stop.

خوشبختانه، در مسیر ایستگاه اتوبوس قرار دارد.

منبع: Lucy’s Day in ESL

It's just very special, like I feel so fortunate.

فقط خیلی خاص است، مثل اینکه من خیلی خوش‌شانس احساس می‌کنم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

We cared about God, the less fortunate, and the ocean.

ما به خدا، نیازمندان و اقیانوس اهمیت می‌دادیم.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2015 Collection

Fortunately, tetanus infection can be prevented with the tetanus toxoid vaccine.

خوشبختانه، عفونت Tetanus را می‌توان با واکسن Tetanus پیشگیری کرد.

منبع: Osmosis - Microorganisms

Maybe I'm happy that so many people turned up to help the less fortunate.

شاید خوشحال باشم که افراد زیادی برای کمک به نیازمندان حاضر شدند.

منبع: The Big Bang Theory Season 9

And that was it. I feel fortunate.

و این تمام بود. من خوش‌شانس احساس می‌کنم.

منبع: VOA Standard English_Americas

Fortunately, there's an unusual solution that's got people buzzing: bees.

خوشبختانه، یک راه حل غیرمعمول وجود دارد که باعث هیجان مردم شده است: زنبورها.

منبع: 6 Minute English

Now the world has a serious chance to redeem Truman's pledge to lift the least fortunate.

اکنون جهان فرصت جدی برای تحقق وعده ترومن برای کمک به نیازمندان دارد.

منبع: The Economist - Comprehensive

Fortunately, there are treatments that help with Parkinson's symptoms, although none stop the progressive neurodegeneration.

خوشبختانه، درمان‌هایی وجود دارند که به علائم پارکینسون کمک می‌کنند، اگرچه هیچکدام از پیشرفت نورودژنراسیون جلوگیری نمی‌کنند.

منبع: Osmosis - Nerve

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید