forwarding

[ایالات متحده]/'fɔ:wədiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشبرد؛ ترویج.

عبارات و ترکیب‌ها

forwarding service

خدمات پیش‌برداری

email forwarding

پیش‌برداری ایمیل

freight forwarding

حمل‌بار بین‌المللی

forwarding agent

نماینده پیش‌برداری

forwarding business

کسب و کار پیش‌برداری

forwarding agency

آژانس پیش‌برداری

call forwarding

پیش‌برداری تماس

forwarding address

آدرس پیش‌برداری

data forwarding

پیش‌برداری داده

جملات نمونه

apply by forwarding a CV.

با ارسال یک رزومه درخواست کنید.

the scientists are forwarding the development of biotechnology.

دانشمندان در حال پیشبرد توسعه بیوتکنولوژی هستند.

We are forwarding our new samples.

ما نمونه‌های جدید خود را ارسال می‌کنیم.

forwarding their own interests;

ارسال منافع خود؛

We are forwarding you our catalogue.

ما کاتالوگ خود را برای شما ارسال می‌کنیم.

forwarding the mail to their new address;

ارسال نامه به آدرس جدید آنها؛

With the rapid development in containerize sea transport, the NVOCC (Non-Vessel Operating Common Carrier) legal system separates from freight forwarding industry.

با توسعه سریع حمل و نقل دریایی کانتینری، سیستم حقوقی NVOCC (حامل مشترک غیر کشتی) از صنعت حمل و نقل جدا می‌شود.

نمونه‌های واقعی

Eventually, and I'm fast forwarding through just a little bit of Earth's history

در نهایت، و من کمی از تاریخ زمین را به سرعت به جلو می‌برم

منبع: PBS Space Science

We are now forwarding you a catalog for your reference.

ما اکنون یک کاتالوگ برای ارجاع شما ارسال می‌کنیم.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

That's what forwarding agents are for.

این همان چیزی است که عوامل حمل و نقل برای آن هستند.

منبع: New question types for the CET-6 (College English Test Band 6).

March 18th. You violated my rule about forwarding email humor.

18 مارس. شما قانون من در مورد ارسال ایمیل خنده دار را نقض کردید.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

WhatsApp is limiting its users to forwarding any single message no more than five times

واتساپ کاربران را به ارسال هر پیام تکی حداکثر پنج بار محدود می‌کند

منبع: BBC World Headlines

I wrote back to the tenants of the roadhouses explaining and they sent me a forwarding address.

من برای توضیح به ساکنان خانه‌های مسافرتی پاسخ دادم و آنها آدرس حمل و نقل را برای من ارسال کردند.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 3

I knew I should have used a luggage forwarding service.

می‌دانستم باید از یک سرویس حمل بار استفاده می‌کردم.

منبع: 2014 ESLPod

Hey, you mind forwarding these to me?

هی، شما مشکلی دارید اینها را برای من ارسال کنید؟

منبع: Supernatural Season 01

You violated my rule about forwarding email humor.

شما قانون من در مورد ارسال ایمیل خنده دار را نقض کردید.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 2

Yours, if don't stop forwarding all of those stupid jokes every day.

مال شما، اگر از ارسال تمام شوخی‌های احمقانه هر روز دست نکشید.

منبع: 2009 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید