forward

[ایالات متحده]/ˈfɔːwəd/
[بریتانیا]/ˈfɔːrwərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زودهنگام; در حال حرکت یا رو به جلو; سریع
adv. به سوی آینده; در جهت جلو
vt. ترویج کردن; ارسال کردن; حمل و نقل کردن
n. یک جلو

عبارات و ترکیب‌ها

move forward

حرکت به جلو

push forward

پیش بردن

go forward

رفتن به جلو

march forward

قدم زدن به جلو

put forward

ارائه شده

look forward

منتظر بودن

brought forward

به جلو آورده شده

looking forward

منتظر بودن

bring forward

ارائه دادن، جلو آوردن

carry forward

به جلو ببر

step forward

قدم برداشتن به جلو

moving forward

حرکت به جلو

leap forward

پرش به جلو

great leap forward

پرش بزرگ به جلو

please forward

لطفا ارسال کنید

come forward

به جلو بیا

carried forward

به جلو منتقل شد

dash forward

به جلو حرکت کردن

power forward

با قدرت به جلو

straight forward

مستقیم به جلو

feed forward

تغذیه به جلو

جملات نمونه

the forward section of the aircraft.

بخش جلوی هواپیما

there's no way forward for the relationship.

هیچ راهی برای پیشرفت رابطه وجود ندارد.

the pilot's forward view.

دید جلوی خلبان

the decision is a forward step.

تصمیم یک گام رو به جلو است.

an incomplete forward pass.

یک پاس جلو عقب‌مانده

be forward to criticize others

آماده انتقاد دیگران بودن

look forward to the future

منتظر آینده بودن

the forward part of a ship

قسمت جلوی کشتی

They look forward to their rebirth as a nation.

آنها مشتاقانه منتظر تولد دوباره خود به عنوان یک ملت هستند.

put forward a new proposal.

ارائه یک پیشنهاد جدید

apply by forwarding a CV.

با ارسال یک رزومه درخواست کنید.

looking forward to graduation.

منتظر فارغ‌التحصیلی بودن.

نمونه‌های واقعی

You tilt your head forward when you bow.

شما سر خود را هنگام تعظیم به جلو خم می‌کنید.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

This would be a huge leap forward.

این یک جهش بزرگ به جلو خواهد بود.

منبع: Life Noggin

Artificial intelligence will make a huge leap forward.

هوش مصنوعی یک جهش بزرگ به جلو خواهد کرد.

منبع: Listening Digest

Sometimes choppy but--but always forward, ever forward.

گاهی اوقات ناهموار است اما -- اما همیشه به جلو، همیشه به جلو.

منبع: Modern Family - Season 03

It's about taking small consistent steps forward.

این در مورد برداشتن گام‌های کوچک و مداوم به جلو است.

منبع: Science in Life

You just put your best foot forward.

شما فقط بهترین تلاش خود را انجام می‌دهید.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

It's going to be pretty straight forward.

تقریباً بسیار ساده خواهد بود.

منبع: Harvard University's "The Science of Happiness" course.

That's why I haven't been too forward.

به همین دلیل زیاد جلو نیامردم.

منبع: The Good Place Season 2

Put your best foot forward and hope for the best.

بهترین تلاش خود را انجام دهید و امیدوار باشید.

منبع: Hobby suggestions for React

It's something that everybody looks forward to.

این چیزی است که همه منتظر آن هستند.

منبع: The Life Philosophy of Stars (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید