retreating

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برداشت یا عقب نشینی. پردازش بیشتر; تصفیه.

عبارات و ترکیب‌ها

retreat strategy

استراتژی عقب‌نشینی

جملات نمونه

he fired a shot at the retreating prisoners.

او شلیک گلوله به سمت زندانیان عقب‌نشین کرد.

the squadron's task was to harass the retreating enemy forces.

وظیفه اسکادران آزار دادن نیروهای دشمن عقب نشینی کننده بود.

They watched his retreating figure.

آنها به تصویر عقب‌نشینی او نگاه کردند.

the hangdog and shamefaced air of the retreating enemy- Eric Linklater.

فضای آویزان و شرمنده از دشمن در حال عقب‌نشینی - اریک لینکلتر

The army is retreating from the battlefield.

ارتش در حال عقب‌نشینی از صحنه نبرد است.

She was retreating to her room to avoid the argument.

او برای جلوگیری از بحث به اتاق خود عقب‌نشینی کرد.

The company is retreating from the competitive market.

شرکت در حال عقب‌نشینی از بازار رقابتی است.

He was retreating to a peaceful place for meditation.

او برای مدیتیشن به یک مکان آرام عقب‌نشینی کرد.

The retreating tide left behind shells on the beach.

جزر و مد عقب‌نشینی صدف‌ها را پشت سر گذاشت.

The retreating glaciers are a sign of climate change.

گلوه‌های عقب‌نشینی نشانه‌ای از تغییرات آب و هوایی هستند.

The retreating enemy forces were closely pursued by the victorious army.

نیروهای دشمن عقب‌نشین به طور نزدیک توسط ارتش پیروز تعقیب شدند.

She felt like retreating into her shell after the embarrassing incident.

او بعد از حادثه خجول‌کننده احساس کرد که باید به درون خود عقب‌نشینی کند.

The retreating sun painted the sky with hues of orange and pink.

آفتاب در حال عقب‌نشینی آسمان را با رنگ‌های نارنجی و صورتی رنگ آمیزی کرد.

The retreating footsteps echoed in the empty hallway.

قدم‌های عقب‌نشینی در راهروی خالی پژواک داشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید