fosterer

[ایالات متحده]/ˈfɒstərə/
[بریتانیا]/ˈfɔːstərər/

ترجمه

n. کسی که پرورش می‌دهد یا تشویق می‌کند; در زمینه قانونی، فردی که از یک کودک مراقبت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

fosterer support

حمایت از پرورش‌دهنده

fosterer role

نقش پرورش‌دهنده

fosterer training

آموزش پرورش‌دهنده

fosterer network

شبکه پرورش‌دهنده

fosterer community

جامعه پرورش‌دهنده

fosterer experience

تجربه پرورش‌دهنده

fosterer guidelines

دستورالعمل‌های پرورش‌دهنده

fosterer benefits

مزایای پرورش‌دهنده

fosterer advocacy

حمایتگری پرورش‌دهنده

fosterer feedback

بازخورد پرورش‌دهنده

جملات نمونه

the fosterer provided a loving home for the child.

سرپرست یک خانه پر از محبت برای کودک فراهم کرد.

being a fosterer requires patience and understanding.

سرپرستی نیاز به صبر و درک دارد.

the fosterer worked closely with social services.

سرپرست به طور نزدیک با خدمات اجتماعی همکاری می کرد.

many children benefit greatly from a caring fosterer.

بسیاری از کودکان از یک سرپرست دلسوز سود زیادی می برند.

the fosterer attended training sessions regularly.

سرپرست به طور منظم در جلسات آموزشی شرکت می کرد.

finding a suitable fosterer can be challenging.

پیدا کردن یک سرپرست مناسب می تواند چالش برانگیز باشد.

the fosterer developed a strong bond with the children.

سرپرست یک پیوند قوی با کودکان برقرار کرد.

the role of a fosterer is crucial in child welfare.

نقش سرپرست در رفاه کودکان بسیار مهم است.

many fosterers share their experiences online.

بسیاری از سرپرستان تجربیات خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند.

the fosterer often collaborates with educators.

سرپرست اغلب با مربیان همکاری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید