frows

[ایالات متحده]/fraʊz/
[بریتانیا]/fraʊz/

ترجمه

n. یک زن هلندی؛ یک خانه‌دار؛ یک همسر؛ (Frow) یک نام خانوادگی؛ (British) Frow.

عبارات و ترکیب‌ها

frows of hair

ردی از مو

frows of brows

ردی از ابرو

frows of fabric

ردی از پارچه

frows of grass

ردی از چمن

frows of cloth

ردی از پارچه

frows of leaves

ردی از برگ

frows of petals

ردی از گلبرگ

frows of waves

ردی از موج

frows of feathers

ردی از پر

جملات نمونه

the frows of the crowd were overwhelming during the concert.

ردیف‌های جمعیت در طول کنسرت بسیار زیاد بودند.

she frowned at the frows of the audience.

او با اخم به ردیف‌های تماشاچیان نگاه کرد.

the frows of the children showed their excitement.

ردیف‌های کودکان نشان‌دهنده هیجان آن‌ها بود.

he noticed the frows of the workers during the meeting.

او ردیف‌های کارمندان را در طول جلسه متوجه شد.

the frows from the fans echoed in the stadium.

تشویق‌های طرفداران در استادیوم طنین‌انداز بود.

her frows indicated that she was not pleased with the results.

چهره‌اش نشان می‌داد که او از نتایج راضی نیست.

the frows of the students were evident during the exam.

نگرانی‌های دانش‌آموزان در طول امتحان آشکار بود.

he tried to calm the frows of the angry customers.

او سعی کرد نگرانی مشتریان عصبانی را آرام کند.

the frows at the festival created a lively atmosphere.

تشویق‌ها در جشنواره فضایی پر جنب و جوش ایجاد کرد.

she couldn't help but smile at the frows of joy from the kids.

او نتوانست جلوی لبخند زدن به خاطر شادی کودکان را بگیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید