wrinkle

[ایالات متحده]/ˈrɪŋkl/
[بریتانیا]/ˈrɪŋkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک خط یا چین کوچک در چیزی، به ویژه پارچه یا پوست
vi. چین و چروک دار شدن
vt. ایجاد چین و چروک در چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

wrinkle recovery

بازیابی چین و چروک

wrinkle up

چین و چروک ایجاد کردن

جملات نمونه

A wrinkled purse,a wrinkled face.

یک کیف پول چروکیده، یک چهره چروکیده.

Look-up wrinkle ,glabellum wrinkle ,crow's-feet,channel wrinkle around the nose and the lips,wrinkles at the former ears,down eyelid wrinkle,neck wrinkle

چروک‌های گوشه‌ای، چروک پیشانی (گلوپلام)، خطوط پنجه کلاغی، چروک کانال در اطراف بینی و لب‌ها، چروک‌های گوش‌های قبلی، چروک پلک پایین، چروک گردن

no wrinkles marred her face.

هیچ چروکی چهره او را زشت نکرد.

Wrinkles index advancing age.

چین و چروک نشان دهنده افزایش سن است.

wrinkled her nose in disdain.

با بی‌اعتمادی بینی‌اش را منقبض کرد.

My dress wrinkles easily.

لباسم به راحتی چروک می‌شود.

Wrinkles lined her face.

چروک‌ها چهره‌اش را خط‌خطی کرده بودند.

She smoothed down a wrinkled tablecloth.

او یک رومیزی چروکیده را صاف کرد.

She wrinkled her nose at the smell.

او با دیدن بوی آن بینی‌اش را منقبض کرد.

Her wrinkles deepen with age.

چروک‌های او با افزایش سن عمیق‌تر می‌شوند.

the organizers have the wrinkles pretty well ironed out.

برگزارکنندگان تقریباً تمام مشکلات را برطرف کرده اند.

he sniffed and wrinkled his nose.

او بو کرد و بینی‌اش را منقبض کرد.

The wrinkled silk will flatten out again if you iron it.

اگر آن را اتو کنید، ابریشم چروکیده دوباره صاف می‌شود.

Grandfather has many wrinkles on his face.

پدربزرگ روی صورتش چروک‌های زیادی دارد.

Her wrinkles showed up in the strong sunlight.

چروک‌های او در نور خورشید قوی نمایان می‌شدند.

It dry-cleans beautifully and wrinkles hang out.

به خوبی خشک‌شویی می‌شود و چروک‌ها بیرون می‌زنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید