fryer

[ایالات متحده]/'fraɪə/
[بریتانیا]/'fraɪɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک وسیله آشپزی که می‌تواند برای سرخ کردن عمیق غذا استفاده شود، شخصی که غذا را سرخ می‌کند، غذایی (به ویژه جوجه‌های جوان) که می‌تواند سرخ شود

عبارات و ترکیب‌ها

deep fryer

تابه‌فری

air fryer

تابه فر

جملات نمونه

Fryer and his colleague Will Dobbie have just finished a rigorous assessment of the charter schools operated by the Harlem Children's Zone.

فراير و همکارش ويل دوبي به تازگی ارزیابی دقیق مدارس charter که توسط منطقه کودکان هارلم اداره می شود را به پایان رسانده اند.

The restaurant uses a deep fryer to cook their famous fries.

رستوران از سرخ‌کن برای پخت سیب‌زمینی سرخ معروف خود استفاده می‌کند.

I need to buy a new air fryer for my kitchen.

من نیاز دارم یک سرخ‌کن هوای جدید برای آشپزخانه ام بخرم.

The chef dropped the chicken wings into the fryer.

سرآشپز بال‌های مرغ را در سرخ‌کن انداخت.

The fryer is overheating, we need to turn it off.

سرخ‌کن بیش از حد گرم شده است، باید آن را خاموش کنیم.

She always uses the fryer to make crispy onion rings.

او همیشه از سرخ‌کن برای درست کردن حلقه‌های پیاز ترد استفاده می‌کند.

The fryer should be cleaned regularly to avoid grease buildup.

برای جلوگیری از تجمع چربی، سرخ‌کن باید به طور منظم تمیز شود.

He accidentally burned himself while working with the fryer.

او به طور تصادفی در حین کار با سرخ‌کن خودش را سوزاند.

The fryer is an essential kitchen appliance for making fried foods.

سرخ‌کن یک وسیله ضروری آشپزخانه برای تهیه غذاهای سرخ شده است.

The smell of fried chicken wafted from the fryer.

بوی مرغ سرخ شده از سرخ‌کن بلند شد.

I prefer using an electric fryer for convenience.

من ترجیح می‌دهم از سرخ‌کن برقی به دلیل راحتی استفاده کنم.

نمونه‌های واقعی

If you have an air fryer, you need to try this.

اگر دستگاه فرایرهای هوایی دارید، باید امتحانش کنید.

منبع: CNN 10 Student English December 2022 Collection

I make a lot of things in my air fryer, bolognese, turkey bolognese, beef bolognese.

من چیزهای زیادی در فرایرهای هوایی خود درست می‌کنم، بولونیز، بولونیز گوشت ترکیبی، بولونیز گوشت گاو.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

The NFPA suggests holiday chefs to set up the fryer far away from any building.

NFPA پیشنهاد می‌کند که سرآشپزهای تعطیلات فرایزر را دور از هر ساختمانی قرار دهند.

منبع: VOA Special November 2015 Collection

Not the best barbecue, but I still really want one, cause I kinda want an air fryer.

بهترین باربکیو نیست، اما هنوز هم خیلی می‌خواهم یکی داشته باشم، چون می‌خواهم یک فرایرهای هوایی داشته باشم.

منبع: Gourmet Base

When we were all locked up during the pandemic, we all bought air fryers and exercise bikes.

وقتی همه ما در طول همه‌گیری قرنطینه بودیم، همه فرایرهای هوایی و دوچرخه ورزشی خریدیم.

منبع: Financial Times

This would work really well in an air fryer.

این در فرایرهای هوایی خیلی خوب جواب می‌دهد.

منبع: Gourmet Base

Let's get these eggs into the fryer.

بیایید این تخم مرغ ها را در فرایزر بریزیم.

منبع: Gourmet Base

Three things I always need in my home to cook, my air fryer.

سه چیزی که همیشه برای آشپزی در خانه نیاز دارم، فرایرهای هوایی من.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

An air fryer avoids the need to deep-fry food in hot and often unhealthy oil.

فرایرهای هوایی از نیاز به سرخ کردن عمیق غذا در روغن داغ و اغلب ناسالم جلوگیری می‌کند.

منبع: Portable English Bilingual Edition

So many comments suggested donuts have to be tried in air fryer.

تعداد زیادی از نظرات پیشنهاد کردند که دونات ها باید در فرایرهای هوایی امتحان شوند.

منبع: Gourmet Base

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید