frying

[ایالات متحده]/'fraiiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرخ کردن (غذا) در روغن یا چربی داغ؛ تفت دادن
n. فرآیند سرخ کردن غذا در روغن یا چربی داغ

عبارات و ترکیب‌ها

frying pan

تابه

frying oil

روغن سرخ‌کن

frying temperature

دمای سرخ کردن

frying food

غذاهای سرخ شده

frying technique

تکنیک سرخ کردن

deep frying

سرخ کردن عمیق

جملات نمونه

He is frying the bacon.

او دارد بیکن را سرخ می‌کند.

Melt the margarine in a frying pan.

ماست را در یک تابه سرخ کنید.

a large frying pan with a lid.

یک تابه بزرگ با درب.

the pungent smell of frying onions.

بوی تند پیاز سرخ شده.

a frying pan with a nonstick surface.

یک تابه نچسب.

the aroma of frying onions;

بوی سرخ کردن پیازها;

The eggs were frying in the pan.

تخم مرغ ها در تابه سرخ می شدند.

a non-stick frying pan.

یک تابه نچسب.

the smell of frying bacon made Hilary's mouth water.

بوی سرخ شدن بیکن باعث شد دهان هیلاری آب دار شود.

The ham frizzled in the frying pan.

هم در تابه سرخ شده ترد شد.

a submergible electric frying pan; a submergible research vehicle.

یک تابه سرخ کن الکتریکی غوطه ور؛ یک وسیله نقلیه تحقیقاتی غوطه ور.

The frying bacon whetted my appetite.

بیکن سرخ شده اشتهای من را تحریک کرد.

a frying pan that doubles as a pie tin; a conductor who doubles as a pianist.

یک تابه سرخ‌کن که به عنوان یک ظرف پخت پای نیز عمل می‌کند؛ یک رهبر ارکستر که به عنوان پیانیست نیز فعالیت می‌کند.

It was a case of out of the frying pan into the fire: she divorced her husband, who was an alcoholic, and then married another man with the same problem.

این یک مورد از فرار از تابه سرخ‌کن به آتش بود: او از همسرش که الکلی بود، طلاق گرفت و سپس با مرد دیگری با همان مشکل ازدواج کرد.

I really need a large frying pan but if you haven’t got one I’ll have to make do with that small one.

من واقعاً به یک تابه سرخ‌کن بزرگ نیاز دارم، اما اگر شما ندارید، مجبورم با آن کوچک کنار بیایم.

Food Matching: Aperitif –frogs's legs, snail, little frying, quenelle, kebab of scallop, smoked trout, turkey escalope coaked with breadcrumbs

جفت‌گیری غذا: نوشیدنی پیش غذا - پا‌های قورباغه، حلزون، سرخ‌کردنی کوچک، کنل، کباب صدف، ماهی قزل‌آلا دودی، اسکلپ گوشت ترکی با آرد سوخاری

The product can also be used for frying, stewing, acetarious dishes, noodles, bean noodles and vermicelli.

این محصول را می‌توان برای سرخ کردن، پخت حلیم، غذاهای دریایی، رشته‌ها، رشته‌های حبوبات و رشته فرنگی نیز استفاده کرد.

نمونه‌های واقعی

Use the water to stop the frying.

برای متوقف کردن سرخ کردن، از آب استفاده کنید.

منبع: Make healthy meals with Jamie.

Another cooking method is deep frying.

یک روش پخت دیگر، سرخ کردن عمیق است.

منبع: CGTN

The grease from pork can be used for frying.

چربی گوشت خوک را می توان برای سرخ کردن استفاده کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

The other way is called deep frying.

روش دیگر به سرخ کردن عمیق معروف است.

منبع: Recite for the King Volume 4 (All 60 lessons)

What about if we skip the frying of the potatoes and just use fried potatoes?

اگر سرخ کردن سیب زمینی ها را حذف کنیم و فقط از سیب زمینی سرخ شده استفاده کنیم چه؟

منبع: Gourmet Base

The eggs were frying in the pan.

تخم مرغ ها در تابه سرخ می شدند.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

After frying, they're sprinkled with powdered sugar.

پس از سرخ کردن، با شکر پودری تزئین می شوند.

منبع: Perspective Encyclopedia of Gourmet Food

Try the next one over a frying pan.

بعدی را روی یک تابه سرخ کن.

منبع: Modern Family - Season 03

Straight from the garden into the frying pan.

مستقیماً از باغ به تابه سرخ کن.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

I love frying brussel sprouts in avocado oil.

من عاشق سرخ کردن جوانه های بریسل در روغن آووکادو هستم.

منبع: Celebrity's Daily Meal Plan (Bilingual Selection)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید