fumed with anger
با خشم فوران کرد
fumed in silence
در سکوت فوران کرد
fumed at him
به او خشمگین بود
fumed over it
در مورد آن خشمگین بود
fumed with rage
با خشم فوران کرد
fumed about it
در مورد آن خشمگین بود
fumed in frustration
با ناامیدی فوران کرد
fumed at them
به آنها خشمگین بود
fumed with jealousy
با حسادت فوران کرد
fumed in disbelief
با ناباوری فوران کرد
she fumed with anger when she heard the news.
او با خشم از شنیدن این خبر عصبانی شد.
he fumed silently, refusing to speak about the issue.
او به طور ساکت عصبانی بود و از صحبت کردن در مورد این موضوع امتناع کرد.
the manager fumed at the team's poor performance.
مدیر از عملکرد ضعیف تیم عصبانی بود.
she fumed over the delay in the project.
او به دلیل تاخیر در پروژه عصبانی بود.
he fumed when he found out his colleague had taken credit for his work.
او عصبانی شد وقتی فهمید همکارش به نام خود از کار او استفاده کرده است.
the parents fumed at the school for not addressing the bullying.
والدین به دلیل عدم رسیدگی به قلدری، به مدرسه عصبانی بودند.
she fumed at the traffic jam that made her late.
او به دلیل ترافیک سنگین که باعث تاخیر او شد، عصبانی بود.
he fumed as he watched the unfair treatment of his friend.
او با نگاه کردن به رفتار ناعادلانه با دوستش، عصبانی شد.
they fumed about the unfair rules imposed by the organizers.
آنها در مورد قوانین ناعادلانهای که توسط برگزارکنندگان وضع شده بود، عصبانی بودند.
she fumed after receiving a rude email from her boss.
او پس از دریافت یک ایمیل بیادبانه از رئیس خود، عصبانی شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید