fumed

[ایالات متحده]/fjuːmd/
[بریتانیا]/fjuːmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته فعل fume; عصبانی بودن
adj. دودی یا بخار شده
vt. دود کردن یا بخار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

fumed with anger

با خشم فوران کرد

fumed in silence

در سکوت فوران کرد

fumed at him

به او خشمگین بود

fumed over it

در مورد آن خشمگین بود

fumed with rage

با خشم فوران کرد

fumed about it

در مورد آن خشمگین بود

fumed in frustration

با ناامیدی فوران کرد

fumed at them

به آنها خشمگین بود

fumed with jealousy

با حسادت فوران کرد

fumed in disbelief

با ناباوری فوران کرد

جملات نمونه

she fumed with anger when she heard the news.

او با خشم از شنیدن این خبر عصبانی شد.

he fumed silently, refusing to speak about the issue.

او به طور ساکت عصبانی بود و از صحبت کردن در مورد این موضوع امتناع کرد.

the manager fumed at the team's poor performance.

مدیر از عملکرد ضعیف تیم عصبانی بود.

she fumed over the delay in the project.

او به دلیل تاخیر در پروژه عصبانی بود.

he fumed when he found out his colleague had taken credit for his work.

او عصبانی شد وقتی فهمید همکارش به نام خود از کار او استفاده کرده است.

the parents fumed at the school for not addressing the bullying.

والدین به دلیل عدم رسیدگی به قلدری، به مدرسه عصبانی بودند.

she fumed at the traffic jam that made her late.

او به دلیل ترافیک سنگین که باعث تاخیر او شد، عصبانی بود.

he fumed as he watched the unfair treatment of his friend.

او با نگاه کردن به رفتار ناعادلانه با دوستش، عصبانی شد.

they fumed about the unfair rules imposed by the organizers.

آنها در مورد قوانین ناعادلانه‌ای که توسط برگزارکنندگان وضع شده بود، عصبانی بودند.

she fumed after receiving a rude email from her boss.

او پس از دریافت یک ایمیل بی‌ادبانه از رئیس خود، عصبانی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید