gall bladder
صفرا کیس
bitter gall
تلخ صفرا
gall stones
سنگهای صفرا
crown gall
زخم تاج
the gall of defeat.
مملو از حسرت شکست
in the gall of bitterness
در تلخیِ حسرت
They haven't the gall to steal.
آنها این جسارت را ندارند که بدزدند.
He was ill of gall stone.
او به دلیل سنگ کیسه صفرا بیمار بود.
a galling delay; a galling setback to their plans.
تاخیر آزاردهنده؛ یک عقبماندگی آزاردهنده برای برنامههای آنها.
the bank had the gall to demand a fee.
بانک این جسارت را داشت که درخواست هزینه کند.
the straps that galled their shoulders.
کمربندهایی که شانههایشان را میآزردند.
the gall actuates a reverse of photosynthesis.
صفرا یک معکوس از فتوسنتز را فعال میکند.
It galled him to ask permission.
درخواست اجازه گرفتن باعث آزردگی او شد.
They had the gall to call me fat!
آنها این جسارت را داشتند که به من بگنند چاق هستم!
It galled me to have to wait outside.
منتظر ماندن بیرون از من ناراحت کرد.
accept life's gall without blaming somebody else.
حسرت زندگی را بدون سرزنش دیگران بپذیرید.
cynipid gall wasps, esp. causing oak-apple galls.
زنبورهای عسلی سیتریپید، به ویژه باعث ایجاد گالهای بلوطی.
It galls to think that he is earning so much money.
فکر کردن به اینکه او اینقدر پول درمیآورد، آزاردهنده است.
the duke knew he was losing, and it galled him.
دودک میدانست که در حال باختن است و این باعث آزردگی او میشد.
he was amazed that she would have the gall to show herself.
او شگفتزده بود که او جرات نشان دادن خود را داشته باشد.
his heel galled by an ill-fitting shoe.
پاشنه پایش به دلیل کفشی که اندازه نبود، میآزید.
the bark of saplings galled by improper staking.See Synonyms at chafe
پوست درختچههای جوانی که به دلیل بستن نامناسب آزار دیدهاند. برای مترادفها به بخش «chaf» مراجعه کنید.
he imagined Linda's gall as she found herself still married and not rich.
او تصور کرد که لیندا با وجود اینکه هنوز ازدواج کرده و ثروتمند نیست، چه جسارتی دارد.
Where do you get the gall to do this to me?
از خودت چه جسارتی داری که این کار را با من بکنی؟
منبع: Universal Dialogue for Children's AnimationThe uncertainty is galling, and my nerves resurface, making me fidget.
ناحقی و ابهام آزاردهنده است و اعصاب من دوباره ظاهر می شود و باعث می شود دست و پا بچرخانم.
منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)The white bird had a lot or " gall" .
پرنده سفید مقدار زیادی "胆汁" داشت.
منبع: CNN 10 Student English Compilation April 2021" I don't see how you have the gall to face me" ! she cried.
" اصلاً نمیفهمم چه جسارتی داری که به من نگاه کنی!" او فریاد زد.
منبع: Gone with the Wind" On the contrary! How have you the gall to face me" ?
" برعکس! چه جسارتی داری که به من نگاه کنی؟"
منبع: Gone with the WindThe giraffe eats the acacia tree, so it continually produces those galls which form the geckos' home.
ژراف درخت گز را می خورد، بنابراین به طور مداوم آن گال ها را تولید می کند که خانه گوشک ها را تشکیل می دهد.
منبع: The secrets of our planet.She suffered from coronary heart disease and gall stones.
او از بیماری قلبی коронар و سنگ های胆汁 رنج می برد.
منبع: If national treasures could speak.Take my milk for gall, that's how much you want it.
شیر من را برای胆汁 بگیر، اینقدر می خواهی.
منبع: Appreciation of English PoetryThe gall wasp larva is also parasitic, but in a more vegetarian sense.
لارو زنبور گال نیز انگل است، اما از نوع گیاهخواری.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesThe gall wasp develops, and eventually begins chewing its way out, as it normally would.
زنبور گال رشد می کند و در نهایت شروع به جویدن راه خروج خود می کند، همانطور که معمولاً انجام می دهد.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speechesلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید