party gatecrasher
حضور ناخوانده در مهمانی
wedding gatecrasher
حضور ناخوانده در عروسی
event gatecrasher
حضور ناخوانده در رویداد
surprise gatecrasher
حضور ناخوانده غیرمنتظره
unexpected gatecrasher
حضور ناخوانده غیرمنتظره
gatecrasher alert
هشدار حضور ناخوانده
gatecrasher policy
سیاست مربوط به حضور ناخوانده
gatecrasher behavior
رفتار حضور ناخوانده
gatecrasher incident
واقعه حضور ناخوانده
gatecrasher warning
هشدار حضور ناخوانده
we had to kick out a gatecrasher at the party.
ما مجبور شدیم یک مزاحم را از مهمانی بیرون کنیم.
the gatecrasher tried to blend in with the guests.
مزاحم سعی کرد با مهمانان ترکیب شود.
it's important to check invitations to avoid gatecrashers.
بررسی دعوتنامهها برای جلوگیری از مزاحمان مهم مهم است.
she felt embarrassed when she realized she was a gatecrasher.
وقتی متوجه شد مزاحم است، او شرمسار شد.
the security team was alert for any gatecrashers.
تیم امنیتی برای شناسایی هرگونه مزاحم هوشیار بود.
he was labeled a gatecrasher after sneaking into the event.
او پس از ورود غیرمجاز به رویداد، به عنوان مزاحم شناخته شد.
many gatecrashers showed up at the concert.
بسیاری از مزاحمان در کنسرت حضور داشتند.
they had to set up barriers to prevent gatecrashers.
آنها مجبور شدند برای جلوگیری از مزاحمان، موانعی ایجاد کنند.
gatecrashers can ruin an otherwise perfect event.
مزاحمان میتوانند یک رویداد عالی را خراب کنند.
she was caught as a gatecrasher and asked to leave.
او به عنوان مزاحم دستگیر شد و از او خواسته شد که برود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید