gatecrasher

[ایالات متحده]/ˈɡeɪtˌkræʃ.ər/
[بریتانیا]/ˈɡeɪtˌkræʃ.ɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که بدون دعوت به یک مهمانی یا رویداد می‌رود

عبارات و ترکیب‌ها

party gatecrasher

حضور ناخوانده در مهمانی

wedding gatecrasher

حضور ناخوانده در عروسی

event gatecrasher

حضور ناخوانده در رویداد

surprise gatecrasher

حضور ناخوانده غیرمنتظره

unexpected gatecrasher

حضور ناخوانده غیرمنتظره

gatecrasher alert

هشدار حضور ناخوانده

gatecrasher policy

سیاست مربوط به حضور ناخوانده

gatecrasher behavior

رفتار حضور ناخوانده

gatecrasher incident

واقعه حضور ناخوانده

gatecrasher warning

هشدار حضور ناخوانده

جملات نمونه

we had to kick out a gatecrasher at the party.

ما مجبور شدیم یک مزاحم را از مهمانی بیرون کنیم.

the gatecrasher tried to blend in with the guests.

مزاحم سعی کرد با مهمانان ترکیب شود.

it's important to check invitations to avoid gatecrashers.

بررسی دعوت‌نامه‌ها برای جلوگیری از مزاحمان مهم مهم است.

she felt embarrassed when she realized she was a gatecrasher.

وقتی متوجه شد مزاحم است، او شرمسار شد.

the security team was alert for any gatecrashers.

تیم امنیتی برای شناسایی هرگونه مزاحم هوشیار بود.

he was labeled a gatecrasher after sneaking into the event.

او پس از ورود غیرمجاز به رویداد، به عنوان مزاحم شناخته شد.

many gatecrashers showed up at the concert.

بسیاری از مزاحمان در کنسرت حضور داشتند.

they had to set up barriers to prevent gatecrashers.

آنها مجبور شدند برای جلوگیری از مزاحمان، موانعی ایجاد کنند.

gatecrashers can ruin an otherwise perfect event.

مزاحمان می‌توانند یک رویداد عالی را خراب کنند.

she was caught as a gatecrasher and asked to leave.

او به عنوان مزاحم دستگیر شد و از او خواسته شد که برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید