host a party
برگزاری مهمانی
host a show
برگزاری یک برنامه
host family
خانواده میزبان
host country
کشور میزبان
host an event
برگزاری یک رویداد
a host of
بسیاری از
host city
شهر میزبان
host computer
کامپیوتر میزبان
host rock
سنگ میزبان
host plant
گیاه میزبان
host cell
سلول میزبان
host name
نام میزبان
host nation
کشور میزبان
remote host
میزبان از راه دور
host machine
ماشین میزبان
host system
سیستم میزبان
play host to
میزبانی برای
intermediate host
میزبان واسطهای
host range
محدوده میزبان
host address
نشانی میزبان
host processor
پردازنده میزبان
host file
فایل میزبان
the starry host of heaven.
میراث آسمانی پر ستاره
a congenial host and hostess.
یک میزبان و میزبانانه دلنشین
the city chosen as host for the Olympic games.
شهری که به عنوان میزبان بازیهای المپیک انتخاب شد.
The conference was hosted by that committee.
کنفرانس توسط آن کمیته برگزار شد.
The host refreshed our teacups.
میزبان فنجانهای چای ما را دوباره پر کرد.
That would be reversal of the order of host and guest.
این معکوس ترتیب میزبان و مهمان خواهد بود.
He acted as host to visitors.
او به عنوان میزبان بازدیدکنندگان عمل کرد.
Mr Brown was our host at the party.
آقای براون میزبان ما در مهمانی بود.
a host of compelling socioeconomic problems.
تعدادی مشکلات اقتصادی-اجتماعی قانعکننده.
Who will be the host for tonight's program?
چه کسی میزبان برنامه امشب خواهد بود؟
The host attacked the city unexpectedly.
میزبان به طور غیرمنتظره شهر را مورد حمله قرار داد.
His misconduct let in a host of troubles.
رفتار نادرست او باعث ورود انبوهی از مشکلات شد.
No one felt happy to play host to such people.
هیچ کس احساس خوشحالی نکرد که میزبان چنین افرادی باشد.
The host bids him welcome.
میزبان او را خوش آمد می گوید.
The acre of garden is host to a splendid bank of rhododendrons.
جریب باغ میزبان انبوهی از سرخدارها است.
Wednesdays, the jazz DJ hosts a jam session.
هر چهارشنبه، دیجی جاز میزبان یک جلسه بداهه نوازی است.
the party hosts had to strive to make things go.
میزبانان مهمانی باید تلاش میکردند تا همه چیز خوب پیش برود.
Innsbruck once played host to the Winter Olympics.
اینسبورک زمانی میزبان بازیهای المپیک زمستانی بود.
Australia is host to some of the world's most dangerous animals.
استرالیا میزبان برخی از خطرناکترین حیوانات جهان است.
It does not take much to be a hospitable host.
برای اینکه میزبان سخاوتمند باشید، به تلاش زیادی نیاز نیست.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.Hogwarts has one last 'hurrah' to come as the place hosts to Harry's climatic showtime.
هاگوارتز یک 'هورا' آخر برای آمدن دارد زیرا این مکان میزبان نمایش اوجگرفتن هری است.
منبع: Exciting moments of Harry PotterIt's literally impossible to host the Oscars.
اجرای اسکارها به طور واقعی غیرممکن است.
منبع: Focus on the OscarsIt's well-known that being in nature confers a host of physical and mental health benefits.
به خوبی شناخته شده است که حضور در طبیعت فواید متعددی برای سلامت جسمی و روانی به همراه دارد.
منبع: Reader's Digest AnthologyThe male version of this would be a host, " host."
نسخه مردانه این مورد یک میزبان خواهد بود، " میزبان."
منبع: Lucy’s Day in ESLAssuring the host she was all right.
اطمینان دادن به میزبان که او کاملاً درست است.
منبع: CNN 10 Student English September 2021 CollectionSome venture underwater to find their hosts.
بعضیها برای یافتن میزبانان خود به زیر آب میروند.
منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected SpeechesWill I be an excellent host today?
آیا امروز میزبان خوبی خواهم بود؟
منبع: Crash Course BotanyThere's a host of other spots too.
هم مکانهای دیگری هم وجود دارد.
منبع: The History Channel documentary "Cosmos"Ask your host what time you should arrive.
از میزبان خود بپرسید چه زمانی باید برسید.
منبع: Reciting for the King Volume 3 (All 60 Lessons)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید