generous to a fault.
بسیار سخاوتمند و گاه بیش از حد
a generous slice of cake.
یک برش سخاوتمندانه کیک
a generous sprinkle of pepper.
یک مقدار سخاوتمندانه فلفل
a large and generous spirit.
روح سخاوتمند و بزرگ
a generous plate of souvlaki.
یک بشقاب سخاوتمندانه سوولاکی
He was generous to a fault.
او بسیار سخاوتمند و گاه بیش از حد بود.
He is a generous contributor.
او یک مشارکت کننده سخاوتمند است.
a generous and kindhearted teacher.
یک معلم سخاوتمند و مهربان
generous donations to worthy causes.
کمکهای سخاوتمندانه به اهداف شایسته.
a generous helping of meat and vegetable
یک وعده سخاوتمندانه گوشت و سبزیجات
They made a generous donation to charity.
آنها کمک سخاوتمندانهای به خیریه کردند.
She was generous with her money.
او با پول خود سخاوتمند بود.
It was generous of you to forgive me.
بخشیدن من از طرف شما سخاوتمندانه بود.
A wise ruler is generous in victory.
یک حاکم خردمند در پیروزی سخاوتمند است.
She was a warmhearted, generous old lady.
او یک خانم پیر مهربان و سخاوتمند بود.
you're kind, caring and generous to a fault.
شما مهربان، دلسوز و سخاوتمند هستید.
it was generous of them to ask her along.
سخاوتمندی آنها بود که از او دعوت کردند.
holidaymakers who like a generous ration of activity.
گردشگران تعطیلات که دوست دارند سهم سخاوتمندانه ای از فعالیت ها داشته باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید