liberal

[ایالات متحده]/ˈlɪbərəl/
[بریتانیا]/ˈlɪbərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سخاوتمند; غیرمحدود; سخاوتمند
n. یک حامی یا مدافع لیبرالیسم

عبارات و ترکیب‌ها

liberal policies

سیاست‌های لیبرال

liberal democracy

دمکراسی لیبرال

liberal values

ارزش‌های لیبرال

liberal arts

هنرهای آزاد

liberal education

آموزش لیبرال

liberal party

حزب لیبرال

liberal democratic party

حزب دموکراتیک لیبرال

liberal art

هنر لیبرال

liberal arts education

آموزش هنر و علوم

liberal economy

اقتصاد لیبرال

liberal democrat

دمکرات لیبرال

liberal studies

مطالعات لیبرال

liberal translation

ترجمه لیبرال

liberal arts college

مدرسه هنرهای لیبرال

جملات نمونه

They were liberal in their help.

آنها در کمک کردن سخاوتمند بودند.

the Liberals began a filibuster.

لیبرال ها یک اقدام نافرجامی را آغاز کردند.

Sam was too liberal with the wine.

سام بیش از حد سخاوتمندانه با شراب رفتار کرد.

a liberal serving of potatoes.

یک سهم سخاوتمندانه سیب زمینی.

peers of the Liberal persuasion

همسالان با دیدگاه لیبرال

a handsome reward.See Synonyms at liberal

یک جایزه جذاب. برای یافتن مترادف ها به لیبرال مراجعه کنید.

a munificent gift.See Synonyms at liberal

یک هدیه سخاوتمندانه. برای یافتن مترادف ها به لیبرال مراجعه کنید.

a coalition between Liberals and Conservatives.

ائتلافی بین لیبرال ها و محافظه کاران

a contest between traditional and liberal views.

مسابقه‌ای بین دیدگاه‌های سنتی و لیبرال.

a sensitive liberal mentality can be hell on a marriage.

یک ذهنیت لیبرال حساس می تواند برای یک ازدواج جهنم باشد.

tolerance and freedom, the liberal ideals.

تحمل و آزادی، آرمان های لیبرال.

she began uttering liberal platitudes.

او شروع به بیان کلیشه های لیبرال کرد.

a liberal backer of the arts;

یک حامی سخاوتمند هنرها;

not openly liberal, but that is the tendency of the book.

به طور آشکار لیبرال نیست، اما این گرایش کتاب است.

نمونه‌های واقعی

So, I've been a liberal in that sense.

بنابراین، من در این معنا یک لیبرال بوده‌ام.

منبع: VOA Daily Standard March 2020 Collection

Those Methodists were just a little too liberal for our taste.

آن متدیست‌ها برای ما کمی بیش از حد لیبرال بودند.

منبع: Deadly Women

And Italy has few liberals who genuinely believe in reform.

و ایتالیا لیبرال‌های کمی دارد که واقعاً به اصلاحات باور دارند.

منبع: The Economist - Arts

The constitution contains much that liberals admire.

قانون اساسی حاوی بسیاری از چیزهایی است که لیبرال‌ها تحسین می‌کنند.

منبع: The Economist - China

I admire those who are honest, liberal, and considerate.

من کسانی را تحسین می‌کنم که صادق، لیبرال و در نظر دارند.

منبع: Spoken English for interviews comes naturally.

You know why people don't like liberals?

می‌دانید چرا مردم از لیبرال‌ها خوششان نمی‌آید؟

منبع: Celebrity Speech Compilation

The truth is not a liberal plot.

حقیقت یک توطئه لیبرال نیست.

منبع: Time

For liberal Westerners, ending censorship and labour camps is a moral imperative.

برای غربی‌های لیبرال، پایان دادن به سانسور و اردوگاه‌های کار یک ضرورت اخلاقی است.

منبع: The Economist - Comprehensive

There are more liberals and conservatives and there used to be and fewer centrists.

لیبرال‌ها و محافظه‌کاران بیشتر هستند و زمانی بیشتر بودند و سِنتریست‌ها کمتر.

منبع: Hillary's 2018 Yale University graduation speech

That could help them appoint another liberal to the court.

این می‌تواند به آنها کمک کند تا یک لیبرال دیگر را به دادگاه منصوب کنند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2020

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید