gladder

[ایالات متحده]/glæd/
[بریتانیا]/ɡlæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خوشحال; مایل; لذت بخش
vt. [باستانی] خوشحال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

I'm glad

من خوشحالم

Feeling glad

احساس خوشحالی

glad of

خوش از

glad eye

چشمانی خوشحال

جملات نمونه

was glad of the fire's warmth.

از گرمای آتش خوشحال بود.

a glad May morning.

یک صبح اردیبهشت دلپذیر

I'd be glad to be shut of him.

خوشحال می‌شوم اگر او را از خود دور کنم.

the bearer of glad tidings.

خوش خبر

I am glad of it.

من از آن خوشحال هستم.

I'm glad of your company.

از همراهی شما خوشحال هستم.

I'll be glad to help you.

خوشحال می‌شوم به شما کمک کنم.

I'm glad to see you.

دیدن شما باعث خوشحالی من است.

Glad to see you.; I am glad to see you.

دیدن شما باعث خوشحالی من است.

I was glad to climb into the sanctuary of my bed.

خوشحال بودم که به پناهگاه تخت خود صعود کردم.

she will be glad to give advice and assistance.

او از ارائه توصیه و کمک خوشحال خواهد شد.

is glad of her success;

از موفقیت او خوشحال است.

was glad he had seen her.

خوشحال بود که او را دیده است.

I’m so glad for you.

برای شما خیلی خوشحالم.

نمونه‌های واقعی

OK. That's good. I'm glad because now we can diverge.

خوب، این عالیه. خوشحالم چون حالا می‌توانیم منشعب شویم.

منبع: American English dialogue

I was glad to send her to Lowood.

من از فرستادن او به لوود خوشحال بودم.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

Hi, Candy! Glad you could make it.

سلام، کندی! خوشحالم که توانستی بیایی.

منبع: Intermediate American English by Lai Shih-Hsiung (Volume 2)

I'm glad we see eye to eye.

خوشحالم که با هم موافقیم.

منبع: New English 900 Sentences (Basic Edition)

Well, glad you're going to give moderation a shot.

خب، خوشحالم که قصد دارید یک شلیک به تعدیل بدهید.

منبع: This Month's Science 60 Seconds - Scientific American

I'm glad you're fighting. I'm glad somebody's putting up a fight.

خوشحالم که می جنگید. خوشحالم که کسی در حال مبارزه است.

منبع: Downton Abbey (Audio Segmented Version) Season 1

I'm glad that happened. I'm actually glad that happened.

خوشحالم که این اتفاق افتاد. در واقع خوشحالم که این اتفاق افتاد.

منبع: Modern Family Season 6

About glad to see you're protecting the throne.

در مورد خوشحال بودن از اینکه شما از تاج و تخت محافظت می کنید.

منبع: Game of Thrones (Season 1)

And so glad to spend this Wednesday, hump day with you.

و خیلی خوشحالم که این چهارشنبه، روز میانه را با شما سپری کنم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

John was glad to see us, and we were glad to see him.

جان از دیدن ما خوشحال بود و ما هم از دیدن او خوشحال بودیم.

منبع: Black Steed (Selected)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید