glancing

[ایالات متحده]/ˈɡlɑ:nsiŋ/
[بریتانیا]/'ɡlænsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در زاویه; تصادفی; گذرا
v. نگاهی سریع انداختن; اسکن کردن; به طور مختصر درخشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

glancing look

نگاهی گذرا

glancing blow

ضربه گذرا

glancing over

نگاه کردن گذرا

glancing incidence

واقعه گذرا

جملات نمونه

one of them was glancing nervously around.

یکی از آن‌ها با اضطراب به اطراف نگاه می‌کرد.

struck him a glancing blow.

او ضربه ای سطحی خورد.

made glancing allusions to the scandal.

اشاراتی گذرا به رسوایی کرد.

he was struck a glancing blow.

او ضربه ای سطحی دریافت کرد.

The water is glancing in the sunlight.

آب در نور خورشید می‌درخشد.

glancing curiously about him

با کنجکاوی به اطراف نگاه کرد.

glancing his severe eye around the group.

با نگاه جدی به گروه نگاه می‌کرد.

He listened with an absent air and kept glancing at the door.

او با حالتی بی‌تفاوت گوش می‌داد و مدام به در نگاه می‌کرد.

Glancing to door, he signed that he was ready to leave.

نگاهی به در انداخت و نشان داد که آماده رفتن است.

Glancing at her scornfully, he told her that the dress was sold.

با تحقیر به او نگاه کرد و به او گفت که لباس فروخته شده است.

"Glancing at her scornfully, he told her that the dress was sold."

"با تحقیر به او نگاه کرد و به او گفت که لباس فروخته شده است."

نمونه‌های واقعی

He kept glancing nervously at the windows.

او با نگرانی به پنجره‌ها نگاه می‌کرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Pest, he thought, glancing at his watch.

آفات، او فکر کرد، نگاهی به ساعت خود انداخت.

منبع: A man named Ove decides to die.

Harry, glancing over, saw Malfoy stoop and snatch up something.

هری، نگاهی به اطراف انداخت، مالفوی را دید که خم می‌شود و چیزی را می‌رباید.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

You need to be looking at the audience and only occasionally glancing at your notes.

شما باید به مخاطب نگاه کنید و فقط گاهی اوقات نگاهی به یادداشت‌های خود بیندازید.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

" Thank you, " said Karkaroff carelessly, glancing at him.

" متشکرم، " کارکروف بی‌تفاوت گفت، نگاهی به او انداخت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

" Right, " said Harry, glancing down at the sherry bottles.

" باشه، " هری گفت، نگاهی به پایین به سمت بطری‌های شری انداخت.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

“Right then, ” he said, glancing around them.

“ باشه، ” او گفت، نگاهی به اطراف آنها انداخت.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

'From Dundee, ' I answered, glancing at the postmark.

'از داندی،' من پاسخ دادم، نگاهی به تمبر انداختم.

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

This glancing blow, removing much of its crust and mantle.

این ضربه سطحی، که بخش زیادی از پوسته و گوشت آن را از بین می‌برد.

منبع: Earth Laboratory

" He's very upset, " said Mrs. Weasley, lowering her voice and glancing around.

" او خیلی ناراحته، " خانم ویزلی گفت، صدایش را پایین آورد و نگاهی به اطراف انداخت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید